ulamas

[ایالات متحده]/ˈuːləˌmɑː/
[بریتانیا]/ˈuːləˌmɑː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. علما یا مقامات مسلمان در دین و قانون

عبارات و ترکیب‌ها

islamic ulama

روحانیون اسلامی

ulama council

شورای علما

ulama scholars

روحانیون دانشمند

ulama authority

قدرت روحانیون

ulama teachings

آموزه‌های روحانیون

ulama role

نقش روحانیون

ulama community

جامعه روحانیون

ulama discourse

گفتمان روحانیون

ulama tradition

سنّت روحانیون

ulama influence

تاثیر روحانیون

جملات نمونه

the ulama play a significant role in islamic education.

علمای دین نقش مهمی در آموزش اسلامی ایفا می‌کنند.

many ulama are involved in community service.

بسیاری از علمای دین در خدمات اجتماعی مشارکت دارند.

the ulama often provide guidance on religious matters.

علمای دین اغلب راهنمایی در مسائل مذهبی ارائه می‌دهند.

ulama are respected figures in muslim societies.

علمای دین چهره‌های محترمی در جوامع مسلمان هستند.

some ulama specialize in islamic jurisprudence.

برخی از علمای دین در فقه اسلامی تخصص دارند.

the ulama held a conference to discuss modern issues.

علمای دین کنفرانسی برای بحث در مورد مسائل مدرن برگزار کردند.

ulama often interpret religious texts for the community.

علمای دین اغلب متون مذهبی را برای جامعه تفسیر می‌کنند.

the ulama's opinions can influence public policy.

دیدگاه‌های علمای دین می‌توانند بر سیاست‌های عمومی تأثیر بگذارند.

many ulama advocate for peace and tolerance.

بسیاری از علمای دین از صلح و مدارا حمایت می‌کنند.

ulama are key figures in promoting islamic values.

علمای دین چهره‌های کلیدی در ترویج ارزش‌های اسلامی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید