ulcerous

[ایالات متحده]/ˈʌlsərəs/
[بریتانیا]/ˈʌlsərəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا مشخصه زخم‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

ulcerous sore

زخمینه

ulcerous lesion

ضایعه زخمی

ulcerous growth

رشد زخمی

ulcerous tissue

بافت زخمی

ulcerous condition

وضعیت زخمی

ulcerous area

منطقه زخمی

ulcerous inflammation

التهاب زخمی

ulcerous infection

عفونت زخمی

ulcerous phase

فاز زخمی

ulcerous symptoms

علائم زخمی

جملات نمونه

he was diagnosed with an ulcerous condition.

او به یک بیماری زخم‌دار تشخیص داده شد.

the ulcerous sore on his leg required immediate attention.

زخم زخم‌دار روی پای او نیاز به توجه فوری داشت.

she suffered from ulcerous lesions for several months.

او به مدت چند ماه از ضایعات زخم‌دار رنج می‌برد.

ulcerous tissue can lead to serious infections.

بافت زخم‌دار می‌تواند منجر به عفونت‌های جدی شود.

the doctor prescribed medication for his ulcerous symptoms.

پزشک دارویی برای علائم زخم‌دار او تجویز کرد.

ulcerous growths can be a sign of underlying health issues.

رشد‌های زخم‌دار می‌توانند نشانه‌ای از مشکلات سلامت زمینه‌ای باشند.

she was concerned about the ulcerous patches on her skin.

او نگران لکه‌های زخم‌دار روی پوستش بود.

he followed a special diet to manage his ulcerous condition.

او برای مدیریت بیماری زخم‌دار خود یک رژیم غذایی خاص را دنبال کرد.

ulcerous infections can be difficult to treat.

عفونت‌های زخم‌دار می‌توانند درمان دشواری داشته باشند.

she was relieved when her ulcerous wounds began to heal.

او از بهبودی زخم‌های زخم‌دارش احساس راحتی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید