ulcerous sore
زخمینه
ulcerous lesion
ضایعه زخمی
ulcerous growth
رشد زخمی
ulcerous tissue
بافت زخمی
ulcerous condition
وضعیت زخمی
ulcerous area
منطقه زخمی
ulcerous inflammation
التهاب زخمی
ulcerous infection
عفونت زخمی
ulcerous phase
فاز زخمی
ulcerous symptoms
علائم زخمی
he was diagnosed with an ulcerous condition.
او به یک بیماری زخمدار تشخیص داده شد.
the ulcerous sore on his leg required immediate attention.
زخم زخمدار روی پای او نیاز به توجه فوری داشت.
she suffered from ulcerous lesions for several months.
او به مدت چند ماه از ضایعات زخمدار رنج میبرد.
ulcerous tissue can lead to serious infections.
بافت زخمدار میتواند منجر به عفونتهای جدی شود.
the doctor prescribed medication for his ulcerous symptoms.
پزشک دارویی برای علائم زخمدار او تجویز کرد.
ulcerous growths can be a sign of underlying health issues.
رشدهای زخمدار میتوانند نشانهای از مشکلات سلامت زمینهای باشند.
she was concerned about the ulcerous patches on her skin.
او نگران لکههای زخمدار روی پوستش بود.
he followed a special diet to manage his ulcerous condition.
او برای مدیریت بیماری زخمدار خود یک رژیم غذایی خاص را دنبال کرد.
ulcerous infections can be difficult to treat.
عفونتهای زخمدار میتوانند درمان دشواری داشته باشند.
she was relieved when her ulcerous wounds began to heal.
او از بهبودی زخمهای زخمدارش احساس راحتی کرد.
ulcerous sore
زخمینه
ulcerous lesion
ضایعه زخمی
ulcerous growth
رشد زخمی
ulcerous tissue
بافت زخمی
ulcerous condition
وضعیت زخمی
ulcerous area
منطقه زخمی
ulcerous inflammation
التهاب زخمی
ulcerous infection
عفونت زخمی
ulcerous phase
فاز زخمی
ulcerous symptoms
علائم زخمی
he was diagnosed with an ulcerous condition.
او به یک بیماری زخمدار تشخیص داده شد.
the ulcerous sore on his leg required immediate attention.
زخم زخمدار روی پای او نیاز به توجه فوری داشت.
she suffered from ulcerous lesions for several months.
او به مدت چند ماه از ضایعات زخمدار رنج میبرد.
ulcerous tissue can lead to serious infections.
بافت زخمدار میتواند منجر به عفونتهای جدی شود.
the doctor prescribed medication for his ulcerous symptoms.
پزشک دارویی برای علائم زخمدار او تجویز کرد.
ulcerous growths can be a sign of underlying health issues.
رشدهای زخمدار میتوانند نشانهای از مشکلات سلامت زمینهای باشند.
she was concerned about the ulcerous patches on her skin.
او نگران لکههای زخمدار روی پوستش بود.
he followed a special diet to manage his ulcerous condition.
او برای مدیریت بیماری زخمدار خود یک رژیم غذایی خاص را دنبال کرد.
ulcerous infections can be difficult to treat.
عفونتهای زخمدار میتوانند درمان دشواری داشته باشند.
she was relieved when her ulcerous wounds began to heal.
او از بهبودی زخمهای زخمدارش احساس راحتی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید