ultramarines

[ایالات متحده]/ˌʌltrəmə'riːn/
[بریتانیا]/ˌʌltrəmə'rin/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رنگدانه آبی عمیق
adj. فراساحلی؛ شبیه اولترامارین

عبارات و ترکیب‌ها

ultramarine blue

آبی الفراسید

جملات نمونه

Ocean: An ethereal dreamscape done in moody and evocative shades of blue, including deep ultramarine, sky and violet.

اقیانوس: یک منظره رویایی فرازمینی که با رنگ های آبی تیره و دل انگیز و برانگیزاننده انجام شده است، از جمله آبی نافچینی عمیق، آسمان و بنفش.

The artist used ultramarine paint for the ocean.

هنرمند از رنگ ultramarine برای اقیانوس استفاده کرد.

She wore an ultramarine dress to the party.

او یک لباس ultramarine به مهمانی پوشید.

The sky turned ultramarine as the sun set.

همانطور که خورشید غروب می کرد، آسمان به رنگ ultramarine در آمد.

He painted the walls in a beautiful ultramarine shade.

او دیوارها را با رنگ ultramarine زیبا نقاشی کرد.

The ultramarine gemstone sparkled in the sunlight.

سنگ قیمتی ultramarine در نور خورشید می درخشید.

Her eyes were a stunning ultramarine color.

چشمانش رنگ ultramarine خیره کننده ای داشتند.

The flag fluttered in the breeze, its ultramarine stripes standing out.

پرچم در نسیم وزید، نوارهاى ultramarine آن جلوه خاصى داشتند.

The ultramarine sky contrasted beautifully with the golden sand.

آسمان ultramarine به زیبایی با شن های طلایی تضاد داشت.

She mixed ultramarine with white to create a light blue shade.

او ultramarine را با سفید مخلوط کرد تا یک سایه آبی روشن ایجاد کند.

The ultramarine ink bled onto the paper, creating a mesmerizing pattern.

جوهر ultramarine روی کاغذ پخش شد و الگوی مسحور کننده ای ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید