beige

[ایالات متحده]/beɪʒ/
[بریتانیا]/beʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رنگ قهوه‌ای روشن و شنی
adj. از رنگ قهوه‌ای روشن و شنی؛ زرد قهوه‌ای روشن

عبارات و ترکیب‌ها

beige clothing

لباس بژ

beige interior

فضای داخلی بژ

beige paint

رنگ بژ

light beige

بژ روشن

beige carpet

فرش بژ

beige book

کتاب بژ

جملات نمونه

the beige tiles of the kitchen floor.

کاشی‌های بژ کف آشپزخانه

tones of beige and green.

نواهای بژ و سبز

Beige harmonizes with black.

بژ با مشکی هماهنگ است.

She decided on a beige cashmere sweater.

او تصمیم گرفت یک ژاکت کاشمیر بژ بپوشد.

Altough I didn’t know the difference between a Mac and PC, once Macs were so beige, palid and ordinary as any lowsy PC.

اگرچه نمی‌دانستم چه تفاوتی بین یک مک و پی‌سی وجود دارد، زمانی مک‌ها به اندازه‌ی هر پی‌سی ارزان‌قیمت، بژ، رنگ‌پریده و معمولی بودند.

Fior Crema : Beige type of marble with strange organogenic drifts which range from whitish hues to darker brown with a galss-like shine.

فیور کرما: نوعی مرمر بژ با رگه‌های عجیب و غریب ارگانیک که از رنگ‌های سفید مایل به کرم تا قهوه‌ای تیره با درخشندگی شیشه‌ای متغیر است.

نمونه‌های واقعی

They'll teach you to wear beige pants.

آنها به شما یاد خواهند داد که شلوار بژ بپوشید.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

What's with, uh, all the beige?

چه ربطی به همه بژ دارد؟

منبع: Our Day This Season 1

I think beige is much with your complexion.

من فکر می‌کنم بژ با رنگ پوست شما خیلی خوب می‌آید.

منبع: The power of makeup

One in beige, one in... boring.

یکی بژ، یکی... خسته کننده.

منبع: Billions Season 1

I just wanted her in sad tans and beige.

من فقط می‌خواستم او را با رنگ‌های بژ و نارنجی غمگین ببینم.

منبع: Brother Wind takes you to watch movies and learn English.

No. It's eggshell, kind of beige.

نه. این رنگ کرم است، نوعی بژ.

منبع: Connection Magazine

Ah, which one do we get? The beige one? The blue one?

آه، کدام را بگیریم؟ بژ؟ آبی؟

منبع: We Bare Bears

Let's go with the beige for the next new color.

بیاید برای رنگ جدید بعدی بژ را انتخاب کنیم.

منبع: Four-Stage Listening Training Camp

So I would describe beige as a pale, dull brown colour.

بنابراین من بژ را به عنوان یک رنگ قهوه‌ای روشن و کسل‌کننده توصیف می‌کنم.

منبع: Emma's delicious English

I've got one in beige and I've got all nude.

من یک عدد بژ دارم و همه آنها برهنه هستند.

منبع: Emma's delicious English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید