unamerican actions
اقدامات ضد آمریکایی
unamerican values
ارزشهای ضد آمریکایی
unamerican activities
فعالیتهای ضد آمریکایی
unamerican beliefs
باورهای ضد آمریکایی
unamerican practices
نظمهای ضد آمریکایی
unamerican ideas
ایدههای ضد آمریکایی
unamerican behavior
رفتار ضد آمریکایی
unamerican rhetoric
زبان ضد آمریکایی
unamerican sentiments
احساسات ضد آمریکایی
unamerican influences
تاثیرات ضد آمریکایی
the proposed law was deemed unamerican by many citizens.
قانون پیشنهادی توسط بسیاری از شهروندان غیرآمریکایی تلقی شد.
critics argue that the policy is unamerican and undermines democracy.
منتقدان استدلال میکنند که این سیاست غیرآمریکایی است و دموکراسی را تضعیف میکند.
his actions were labeled as unamerican by the media.
اقدامات او توسط رسانهها غیرآمریکایی تلقی شد.
many believe that censorship is unamerican and goes against free speech.
بسیاری معتقدند سانسور غیرآمریکایی است و برخلاف آزادی بیان است.
the rally was organized to protest unamerican activities.
این گردهمایی برای اعتراض به فعالیتهای غیرآمریکایی سازماندهی شد.
some politicians have been accused of promoting unamerican values.
برخی از سیاستمداران به ترویج ارزشهای غیرآمریکایی متهم شدهاند.
her comments were criticized as unamerican by her opponents.
نظرات او توسط مخالفانش به عنوان غیرآمریکایی مورد انتقاد قرار گرفت.
they claim that the new tax law is unamerican and unfair.
آنها ادعا میکنند که قانون مالیاتی جدید غیرآمریکایی و ناعادلانه است.
the group aims to combat unamerican ideologies.
این گروه هدفش مبارزه با ایدئولوژیهای غیرآمریکایی است.
many activists are fighting against unamerican practices in society.
بسیاری از فعالان در حال مبارزه با شیوههای غیرآمریکایی در جامعه هستند.
unamerican actions
اقدامات ضد آمریکایی
unamerican values
ارزشهای ضد آمریکایی
unamerican activities
فعالیتهای ضد آمریکایی
unamerican beliefs
باورهای ضد آمریکایی
unamerican practices
نظمهای ضد آمریکایی
unamerican ideas
ایدههای ضد آمریکایی
unamerican behavior
رفتار ضد آمریکایی
unamerican rhetoric
زبان ضد آمریکایی
unamerican sentiments
احساسات ضد آمریکایی
unamerican influences
تاثیرات ضد آمریکایی
the proposed law was deemed unamerican by many citizens.
قانون پیشنهادی توسط بسیاری از شهروندان غیرآمریکایی تلقی شد.
critics argue that the policy is unamerican and undermines democracy.
منتقدان استدلال میکنند که این سیاست غیرآمریکایی است و دموکراسی را تضعیف میکند.
his actions were labeled as unamerican by the media.
اقدامات او توسط رسانهها غیرآمریکایی تلقی شد.
many believe that censorship is unamerican and goes against free speech.
بسیاری معتقدند سانسور غیرآمریکایی است و برخلاف آزادی بیان است.
the rally was organized to protest unamerican activities.
این گردهمایی برای اعتراض به فعالیتهای غیرآمریکایی سازماندهی شد.
some politicians have been accused of promoting unamerican values.
برخی از سیاستمداران به ترویج ارزشهای غیرآمریکایی متهم شدهاند.
her comments were criticized as unamerican by her opponents.
نظرات او توسط مخالفانش به عنوان غیرآمریکایی مورد انتقاد قرار گرفت.
they claim that the new tax law is unamerican and unfair.
آنها ادعا میکنند که قانون مالیاتی جدید غیرآمریکایی و ناعادلانه است.
the group aims to combat unamerican ideologies.
این گروه هدفش مبارزه با ایدئولوژیهای غیرآمریکایی است.
many activists are fighting against unamerican practices in society.
بسیاری از فعالان در حال مبارزه با شیوههای غیرآمریکایی در جامعه هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید