unanswerable

[ایالات متحده]/ʌn'ɑːns(ə)rəb(ə)l/
[بریتانیا]/ʌn'ænsərəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرممکن برای پاسخ دادن

جملات نمونه

unanswerable questions concerning our own mortality.

سوالاتی که پاسخ آن‌ها ممکن نیست و مربوط به مرگ ماست.

pose an unanswerable riddle

طرح یک معمای غیرقابل پاسخ.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید