unboxes

[ایالات متحده]/ʌnˈbɒksɪz/
[بریتانیا]/ʌnˈbɑːksɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. از جعبه خارج کردن

عبارات و ترکیب‌ها

unboxes the product

بسته بندی محصول را باز می کند

unboxes a gift

یک هدیه را باز می کند

unboxes the package

بسته را باز می کند

unboxes new toys

اسباب بازی های جدید را باز می کند

unboxes tech gadgets

وسایل الکترونیکی را باز می کند

unboxes a surprise

یک غافلگیری را باز می کند

unboxes a console

کنسول بازی را باز می کند

unboxes the latest

آخرین مدل را باز می کند

unboxes special items

وسایل ویژه را باز می کند

unboxes limited edition

نسخه محدود را باز می کند

جملات نمونه

the child eagerly unboxes the new toy.

کودک با اشتیاق اسباب‌بازی جدید را از جعبه خارج می‌کند.

she carefully unboxes the fragile vase.

او با دقت گلدان شکننده را از جعبه خارج می‌کند.

he unboxes the latest smartphone with excitement.

او با هیجان گوشی هوشمند جدید را از جعبه خارج می‌کند.

the influencer unboxes a subscription box on her channel.

اینفلوئنسر یک جعبه اشتراک را در کانال خود باز می‌کند.

she unboxes the package to find a surprise gift inside.

او بسته را باز می‌کند تا یک هدیه غیرمنتظره در داخل آن پیدا کند.

the unboxes reveal all the items in the collection.

باز کردن جعبه‌ها همه اقلام مجموعه را نشان می‌دهد.

he unboxes the delivery while filming for his vlog.

او در حین فیلمبرداری برای v لوگ خود، محموله را باز می‌کند.

after the long wait, she finally unboxes her new laptop.

پس از انتظار طولانی، او بالاخره لپ‌تاپ جدید خود را باز می‌کند.

the excitement builds as he unboxes the mystery box.

با باز کردن جعبه معما، هیجان افزایش می‌یابد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید