boxes

[ایالات متحده]/[bɒks]/
[بریتانیا]/[bɑːks]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ظرف، معمولاً از مقوا یا پلاستیک، برای نگهداری یا حمل و نقل وسایل؛ جمع کلمه box
v. چیزی را در یک جعبه یا ظرف قرار دادن؛ بسته‌بندی کردن چیزی در جعبه‌ها؛ منظم شدن به شکل مربعی یا مستطیلی.

عبارات و ترکیب‌ها

boxes of toys

جعبه‌های اسباب‌بازی

shipping boxes

جعبه‌های حمل و نقل

stacked boxes

جعبه‌های روی هم چیده شده

empty boxes

جعبه‌های خالی

packing boxes

جعبه‌های بسته‌بندی

cardboard boxes

جعبه‌های مقوایی

filled boxes

جعبه‌های پر

opening boxes

باز کردن جعبه‌ها

moving boxes

جعبه‌های جابه‌جا

small boxes

جعبه‌های کوچک

جملات نمونه

we need to ship these items in sturdy boxes.

ما باید این اقلام را در جعبه‌های محکم ارسال کنیم.

the storage room is filled with cardboard boxes.

اتاق ذخیره‌سازی پر از جعبه‌های مقوایی است.

he stacked the boxes neatly against the wall.

او جعبه‌ها را به طور مرتب کنار دیوار چید.

she packed her belongings into several boxes.

او وسایلش را در چند جعبه بسته‌بندی کرد.

the moving company brought lots of boxes.

شرکت حمل و نقل جعبه‌های زیادی آورد.

they sorted the boxes by size and weight.

آنها جعبه‌ها را بر اساس اندازه و وزن مرتب کردند.

the gift came in a beautifully decorated box.

هدیه در یک جعبه زیبا و تزئین شده رسید.

he opened the box and found a surprise inside.

او جعبه را باز کرد و یک سورپرایز داخل آن پیدا کرد.

the boxes were labeled with their contents.

جعبه‌ها با محتویاتشان برچسب‌گذاری شده بودند.

we ordered several boxes of new inventory.

ما چندین جعبه موجودی جدید سفارش دادیم.

the child loved playing with the empty boxes.

کودک عاشق بازی کردن با جعبه‌های خالی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید