uncarpeted

ترجمه

adj. بدون فرش.

جملات نمونه

High vaulted rooms with cool uncarpeted floors, great dogs upon the hearths for the burning of wood in winter time, and all luxuries befitting the state of a marquis in a luxurious age and country.

اتاق‌های طاق بلند با کف‌های خنک و بدون فرش، سگ‌های بزرگ روی شومینه‌ها برای سوزاندن چوب در زمستان و تمام تجملاتی که متناسب با مقام یک مارکیز در یک عصر و کشور لوکس است.

The uncarpeted floor felt cold under her bare feet.

کف پوشیده نشده سرد بود زیر پاهای برهنگش.

The uncarpeted hallway echoed with each step.

راهروی بدون فرش با هر قدم طنین انداز شد.

The uncarpeted stairs creaked as she climbed up.

پله‌های بدون فرش هنگام بالا رفتن از آنها صدا می‌دادند.

The uncarpeted room had a minimalist design.

اتاق بدون فرش دارای طراحی مینیمال بود.

He preferred uncarpeted floors for easy cleaning.

او کف‌های بدون فرش را به دلیل تمیز کردن آسان ترجیح می‌داد.

The uncarpeted gym floor was perfect for workouts.

کف سالن ورزشی بدون فرش برای تمرینات عالی بود.

The uncarpeted conference room had a sleek, modern look.

اتاق کنفرانس بدون فرش دارای ظاهری مدرن و شیک بود.

They decided to leave the hallway uncarpeted for a more industrial look.

آنها تصمیم گرفتند راهرو را بدون فرش برای ظاهری صنعتی‌تر رها کنند.

The uncarpeted kitchen floor was easy to wipe clean.

کف آشپزخانه بدون فرش به راحتی تمیز می‌شد.

The uncarpeted office space felt spacious and airy.

فضای اداری بدون فرش احساسی از وسعت و باز بودن داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید