uncharitable

[ایالات متحده]/ʌnˈtʃærɪtəbl/
[بریتانیا]/ʌnˈtʃærɪtəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد مهربانی یا سخاوت؛ سخت و غیرقابل بخشش
adv. به طرز سخت
n. سختی؛ فقدان مهربانی یا سخاوت

جملات نمونه

to make uncharitable assumptions

برای انجام فرضیات غیرمحترمانه

to show uncharitable behavior

برای نشان دادن رفتار غیرمحترمانه

to speak in an uncharitable manner

برای صحبت کردن به روشی غیرمحترمانه

to interpret someone's actions in an uncharitable light

برای تفسیر اعمال کسی به روشی غیرمحترمانه

to have uncharitable thoughts

برای داشتن افکار غیرمحترمانه

to act in an uncharitable way

برای عمل کردن به روشی غیرمحترمانه

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید