unclosed bracket
براکتهای بستهنشده
unclosed quotation
نقلقولهای باز
unclosed tag
برچسبهای باز
keeping unclosed
نگهداری از بازمانده
unclosed file
فایلهای باز
unclosed session
نشستهای باز
unclosed loop
حلقههای باز
unclosed parenthesis
پرانتزهای باز
unclosed connection
اتصالات باز
unclosed window
پنجرههای باز
the unclosed bracket caused a syntax error in the code.
پرانتز نبسته باعث ایجاد خطای نحوی در کد شد.
an unclosed quotation mark left the string incomplete.
علامت نقل قول نبسته باعث شد رشته ناقص بماند.
the unclosed file needs to be saved before exiting.
فایل نبسته باید قبل از خروج ذخیره شود.
he left an unclosed comment in the source file.
او یک کامنت نبسته در فایل منبع رها کرد.
the unclosed loop would have run indefinitely.
حلقه نبسته به طور نامحدود اجرا میشد.
there was an unclosed tag in the html document.
در سند HTML یک تگ نبسته وجود داشت.
the unclosed parenthesis confused the compiler.
پرانتز نبسته کامپایلر را گیج کرد.
an unclosed database connection can lead to issues.
اتصال پایگاه داده نبسته میتواند منجر به مشکلاتی شود.
the unclosed question hung in the air.
سوال نبسته در هوا معلق ماند.
it was an unclosed chapter in her life.
این یک فصل نبسته در زندگی او بود.
the unclosed deal remained under negotiation.
معامله نبسته هنوز در حال مذاکره باقی ماند.
unclosed bracket
براکتهای بستهنشده
unclosed quotation
نقلقولهای باز
unclosed tag
برچسبهای باز
keeping unclosed
نگهداری از بازمانده
unclosed file
فایلهای باز
unclosed session
نشستهای باز
unclosed loop
حلقههای باز
unclosed parenthesis
پرانتزهای باز
unclosed connection
اتصالات باز
unclosed window
پنجرههای باز
the unclosed bracket caused a syntax error in the code.
پرانتز نبسته باعث ایجاد خطای نحوی در کد شد.
an unclosed quotation mark left the string incomplete.
علامت نقل قول نبسته باعث شد رشته ناقص بماند.
the unclosed file needs to be saved before exiting.
فایل نبسته باید قبل از خروج ذخیره شود.
he left an unclosed comment in the source file.
او یک کامنت نبسته در فایل منبع رها کرد.
the unclosed loop would have run indefinitely.
حلقه نبسته به طور نامحدود اجرا میشد.
there was an unclosed tag in the html document.
در سند HTML یک تگ نبسته وجود داشت.
the unclosed parenthesis confused the compiler.
پرانتز نبسته کامپایلر را گیج کرد.
an unclosed database connection can lead to issues.
اتصال پایگاه داده نبسته میتواند منجر به مشکلاتی شود.
the unclosed question hung in the air.
سوال نبسته در هوا معلق ماند.
it was an unclosed chapter in her life.
این یک فصل نبسته در زندگی او بود.
the unclosed deal remained under negotiation.
معامله نبسته هنوز در حال مذاکره باقی ماند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید