unconfiscable

[ایالات متحده]//ʌnˈkɒnfɪskəbl//
[بریتانیا]//ʌnˈkɑːnfɪskəbl//

ترجمه

adj. آنچه که قابل مصادره نیست؛ متعلق به حوزه قانونی نیست.

جملات نمونه

the court ruled that the family home was unconfiscable property.

دیوان می‌گوید که خانه خانوادگی ملک غیرقابل مصادره است.

these unconfiscable assets cannot be seized by the government.

این دارایی‌های غیرقابل مصادره نمی‌توانند توسط دولت مصادره شوند.

he insisted that his personal belongings should remain unconfiscable.

او اصرار داشت که دارایی‌های شخصی‌اش غیرقابل مصادره بماند.

the law protects unconfiscable inheritance from creditors.

قانون ارث غیرقابل مصادره را از دادنده‌ها محافظت می‌کند.

certain unconfiscable rights are guaranteed under the constitution.

حقوق غیرقابل مصادره معینی در قانون اساسی تضمین شده‌اند.

the attorney argued that the business assets were unconfiscable.

دادستان مدعی شد که دارایی‌های کسب و کار غیرقابل مصادره هستند.

unconfiscable possessions include family heirlooms and photographs.

دارایی‌های غیرقابل مصادره شامل اموال خانوادگی و عکس‌ها می‌شود.

the document establishes which items are unconfiscable.

این مدرک مشخص می‌کند که کدام موارد غیرقابل مصادره هستند.

judges must determine if the property is legally unconfiscable.

دیوان باید تعیین کند که این ملک قانوناً غیرقابل مصادره است یا خیر.

unconfiscable wealth is protected from seizure in this jurisdiction.

ثروت غیرقابل مصادره در این قلمرو از مصادره محافظت می‌شود.

the contract specifies that the royalties are unconfiscable.

قرارداد مشخص می‌کند که عایدات غیرقابل مصادره هستند.

constitutional law guarantees unconfiscable entitlements for citizens.

قانون اساسی امکانات غیرقابل مصادره را برای شهروندان تضمین می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید