uncooled engine
موتور بدون خنککننده
stay uncooled
بدون خنککننده بمان
uncooled chips
تراشههای بدون خنککننده
getting uncooled
در حال بدون خنککننده شدن
uncooled system
سیستم بدون خنککننده
uncooled processor
پردازنده بدون خنککننده
was uncooled
بدون خنککننده بود
uncooled state
وضعیت بدون خنککننده
uncooled surface
سطح بدون خنککننده
uncooled area
ناحیه بدون خنککننده
the uncooled ccd camera captured stunning images of the nebula.
دوربین CCD بدون خنککننده تصاویر خیرهکنندهای از سحابی ثبت کرد.
we used an uncooled infrared detector for the night sky observations.
ما از یک آشکارساز مادون قرمز بدون خنککننده برای مشاهدات آسمان شب استفاده کردیم.
the uncooled sensor offered a cost-effective solution for the project.
سنسور بدون خنککننده یک راه حل مقرون به صرفه برای پروژه ارائه کرد.
the telescope’s uncooled optics allowed for longer integration times.
اپتیک بدون خنککننده تلسکوپ امکان زمانهای ادغام طولانیتر را فراهم کرد.
an uncooled bolometer was selected for thermal imaging applications.
یک بولومتر بدون خنککننده برای کاربردهای تصویربرداری حرارتی انتخاب شد.
the uncooled detector’s performance was surprisingly good in the field.
عملکرد آشکارساز بدون خنککننده به طور غیرمنتظرهای در صحرا خوب بود.
we designed an experiment using an uncooled pyroelectric sensor.
ما یک آزمایش با استفاده از یک سنسور پیروالکتریک بدون خنککننده طراحی کردیم.
the uncooled system proved reliable despite the high ambient temperature.
سیستم بدون خنککننده با وجود دمای محیط بالا قابل اعتماد از خود نشان داد.
the uncooled camera’s simplicity made it ideal for remote monitoring.
سادگی دوربین بدون خنککننده آن را برای نظارت از راه دور ایدهآل کرد.
the researchers opted for an uncooled detector to minimize power consumption.
محققان برای کاهش مصرف برق یک آشکارساز بدون خنککننده انتخاب کردند.
the uncooled silicon detector showed promising results in the test.
آشکارساز سیلیکونی بدون خنککننده نتایج امیدوارکنندهای در آزمایش نشان داد.
uncooled engine
موتور بدون خنککننده
stay uncooled
بدون خنککننده بمان
uncooled chips
تراشههای بدون خنککننده
getting uncooled
در حال بدون خنککننده شدن
uncooled system
سیستم بدون خنککننده
uncooled processor
پردازنده بدون خنککننده
was uncooled
بدون خنککننده بود
uncooled state
وضعیت بدون خنککننده
uncooled surface
سطح بدون خنککننده
uncooled area
ناحیه بدون خنککننده
the uncooled ccd camera captured stunning images of the nebula.
دوربین CCD بدون خنککننده تصاویر خیرهکنندهای از سحابی ثبت کرد.
we used an uncooled infrared detector for the night sky observations.
ما از یک آشکارساز مادون قرمز بدون خنککننده برای مشاهدات آسمان شب استفاده کردیم.
the uncooled sensor offered a cost-effective solution for the project.
سنسور بدون خنککننده یک راه حل مقرون به صرفه برای پروژه ارائه کرد.
the telescope’s uncooled optics allowed for longer integration times.
اپتیک بدون خنککننده تلسکوپ امکان زمانهای ادغام طولانیتر را فراهم کرد.
an uncooled bolometer was selected for thermal imaging applications.
یک بولومتر بدون خنککننده برای کاربردهای تصویربرداری حرارتی انتخاب شد.
the uncooled detector’s performance was surprisingly good in the field.
عملکرد آشکارساز بدون خنککننده به طور غیرمنتظرهای در صحرا خوب بود.
we designed an experiment using an uncooled pyroelectric sensor.
ما یک آزمایش با استفاده از یک سنسور پیروالکتریک بدون خنککننده طراحی کردیم.
the uncooled system proved reliable despite the high ambient temperature.
سیستم بدون خنککننده با وجود دمای محیط بالا قابل اعتماد از خود نشان داد.
the uncooled camera’s simplicity made it ideal for remote monitoring.
سادگی دوربین بدون خنککننده آن را برای نظارت از راه دور ایدهآل کرد.
the researchers opted for an uncooled detector to minimize power consumption.
محققان برای کاهش مصرف برق یک آشکارساز بدون خنککننده انتخاب کردند.
the uncooled silicon detector showed promising results in the test.
آشکارساز سیلیکونی بدون خنککننده نتایج امیدوارکنندهای در آزمایش نشان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید