uncorrectable

[ایالات متحده]/ʌn.kəˈrɛk.tə.bəl/
[بریتانیا]/ʌn.kəˈrɛk.tə.bəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرقابل اصلاح یا درمان

عبارات و ترکیب‌ها

uncorrectable error

اشتباه غیرقابل رفع

uncorrectable data

اطلاعات غیرقابل رفع

uncorrectable flaw

عیب غیرقابل رفع

uncorrectable mistake

اشتباه غیرقابل رفع

uncorrectable issue

مشکل غیرقابل رفع

uncorrectable damage

آسیب غیرقابل رفع

uncorrectable defect

نقص غیرقابل رفع

uncorrectable loss

از دست دادن غیرقابل رفع

uncorrectable problem

مشکل غیرقابل رفع

uncorrectable condition

وضعیت غیرقابل رفع

جملات نمونه

his mistakes were deemed uncorrectable.

اشتباهات او غیرقابل اصلاح تشخیص داده شدند.

she faced uncorrectable issues in her project.

او با مشکلات غیرقابل حل در پروژه خود روبرو شد.

the uncorrectable flaws in the system caused delays.

نقایس غیرقابل اصلاح در سیستم باعث تاخیر شد.

they discovered uncorrectable errors in the data.

آنها خطاهای غیرقابل اصلاحی در داده ها کشف کردند.

his uncorrectable behavior led to his dismissal.

رفتار غیرقابل اصلاح او منجر به اخراج او شد.

there are uncorrectable problems with the design.

مشکلات غیرقابل حلی با طراحی وجود دارد.

she was frustrated by the uncorrectable mistakes.

او از اشتباهات غیرقابل اصلاح ناامید شده بود.

the report highlighted several uncorrectable issues.

گزارش چندین مشکل غیرقابل حل را برجسته کرد.

uncorrectable errors can lead to serious consequences.

خطاهای غیرقابل اصلاح می تواند منجر به عواقب جدی شود.

his uncorrectable attitude affected the team morale.

حرف و عمل غیرقابل اصلاح او بر روحیه تیم تأثیر گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید