uncorrected

[ایالات متحده]/'ʌnkə'rektid/
[بریتانیا]/ˌʌnkəˈrɛktɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. اصلاح نشده; تصحیح نشده; منضبط نشده; تنظیم نشده.

جملات نمونه

an uncorrected manuscript; a host of uncorrected abuses.

یک نسخه ویرایش نشده؛ تعداد زیادی سوء استفاده ویرایش نشده.

Maybe you fall asleep in class because of uncorrected astigmatism.

شاید در کلاس به دلیل آستیگماتیسم اصلاح نشده به خواب بروید.

نمونه‌های واقعی

Medical journals frequently fail to perform basic checks on the papers they print, so all sorts of sharp practice goes uncorrected.

ژورنال‌های پزشکی اغلب در انجام بررسی‌های اساسی در مقالات خود شکست می‌خورند، بنابراین انواع مختلف تقلب و دستکاری بدون اصلاح باقی می‌ماند.

منبع: The Economist - Arts

Known as the guardian of the genome, a mutation -- p53 is responsible for supervising the repair of our DNA. A mutation in this gene means errors go uncorrected.

که به عنوان نگهبان ژنوم شناخته می‌شود، جهش – p53 مسئول نظارت بر ترمیم DNA ما است. جهش در این ژن به معنای باقی ماندن خطاهای اصلاح نشده است.

منبع: TED Talks (Audio Version) July 2020 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید