undeployable

[ایالات متحده]/ˌʌndɪˈplɔɪəbl/
[بریتانیا]/ˌʌndɪˈplɔɪəbəl/

ترجمه

adj. قابل استقرار نبودن؛ ناتوان از به خدمت یا استفاده درآوردن (به ویژه در محاسبات/شبکه)

عبارات و ترکیب‌ها

undeployable system

سیستم قابل استقرار نیست

undeployable build

ساخت غیر قابل استقرار

undeployable release

انتشار غیر قابل استقرار

undeployable code

کد غیر قابل استقرار

undeployable service

سرویس غیر قابل استقرار

undeployable artifact

آثار غیر قابل استقرار

undeployable changes

تغییرات غیر قابل استقرار

becomes undeployable

غیر قابل استقرار می‌شود

still undeployable

هنوز هم غیر قابل استقرار

made undeployable

غیر قابل استقرار شد

جملات نمونه

the latest build is undeployable because the smoke tests fail on startup.

آخرین نسخه قابل استقرار نیست زیرا تست‌های دودکش در هنگام راه‌اندازی ناموفق هستند.

this patch is undeployable until it passes the security scan and code review.

این وصله تا زمانی که از اسکن امنیتی و بررسی کد عبور کند، قابل استقرار نیست.

the release candidate turned out undeployable due to a missing database migration.

نامزد انتشار به دلیل عدم وجود مهاجرت پایگاه داده قابل استقرار نبود.

without the config file in place, the service is undeployable in production.

بدون فایل پیکربندی، سرویس در محیط تولید قابل استقرار نیست.

a hardcoded api key makes the container image undeployable under our compliance rules.

یک کلید API کدگذاری شده باعث می‌شود تصویر کانتینر تحت قوانین انطباق ما قابل استقرار نباشد.

the hotfix was marked undeployable after the rollback revealed data corruption.

پس از اینکه بازگشت به عقب نشان داد، رفع سریع به عنوان غیر قابل استقرار علامت گذاری شد.

these changes are undeployable to staging until the feature flag is wired up.

تا زمانی که پرچم ویژگی به هم متصل نشود، این تغییرات قابل استقرار در محیط تست نیستند.

because the dependency is broken, the module is currently undeployable on linux.

از آنجایی که وابستگی خراب است، ماژول در حال حاضر در لینوکس قابل استقرار نیست.

the artifact is undeployable as-is; it lacks the required signing certificate.

آثار و سوابق همان‌طور که هستند قابل استقرار نیستند؛ آنها فاقد گواهی امضای مورد نیاز هستند.

if the health checks keep timing out, the app becomes undeployable behind the load balancer.

اگر بررسی‌های سلامت به timeout ادامه دهند، برنامه در پشت load balancer قابل استقرار نخواهد بود.

after the failed merge, the branch is undeployable and needs a clean rebuild.

پس از ادغام ناموفق، شاخه قابل استقرار نیست و نیاز به بازسازی تمیز دارد.

the package is undeployable to our environment because it targets the wrong runtime.

به دلیل اینکه این بسته به runtime اشتباه هدف گذاری کرده است، قابل استقرار در محیط ما نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید