underclass

[ایالات متحده]/'ʌndəklɑːs/
[بریتانیا]/'ʌndəklæs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. طبقه اجتماعی پایین، طبقه اقتصادی اجتماعی پایین.

جملات نمونه

hard facts about the underclass are maddeningly elusive.

واقعیت‌های سخت درباره طبقه پایین به طرز آزاردهنده‌ای مبهم هستند.

He believes that unemployment is socially divisive and is leading to the creation of an underclass.

او معتقد است که بیکاری به طور اجتماعی بحث‌برانگیز است و منجر به ایجاد یک طبقه فرود آمده می‌کند.

the underclass struggles with poverty and lack of opportunities

طبقه پایین با فقر و فقدان فرصت‌ها دست و پنجه نرم می‌کند.

social mobility is difficult for the underclass

تحرک اجتماعی برای طبقه پایین دشوار است.

the underclass often faces discrimination and marginalization

طبقه پایین اغلب با تبعیض و حاشیه رانده شدن مواجه است.

education is key to breaking the cycle of poverty for the underclass

آموزش برای شکستن چرخه فقر برای طبقه پایین کلید است.

many in the underclass work multiple jobs to make ends meet

بسیاری از افراد طبقه پایین برای تامین معاش چندین شغل انجام می‌دهند.

government policies can either help or harm the underclass

سیاست‌های دولتی می‌تواند به طبقه پایین کمک کند یا به آن آسیب برساند.

the underclass often lacks access to quality healthcare

طبقه پایین اغلب دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی با کیفیت ندارد.

generational poverty is a common experience for the underclass

فقر بین نسلی یک تجربه رایج برای طبقه پایین است.

the underclass is disproportionately affected by economic downturns

طبقه پایین به طور نامتناسبی تحت تأثیر رکود اقتصادی قرار می‌گیرد.

social programs aim to provide support for the underclass

برنامه‌های اجتماعی برای ارائه حمایت از طبقه پایین هدف گذاری شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید