undergird

[ایالات متحده]/ˌʌndəˈɡɜːd/
[بریتانیا]/ˌʌndərˈɡɜrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. از زیر حمایت یا تقویت کردن؛ در پایه ایمن یا حمایت کردن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریundergirding
جمعundergirds
شکل سوم شخص مفردundergirds
زمان گذشتهundergirded
قسمت سوم فعلundergirded

عبارات و ترکیب‌ها

undergird principles

اصول زیربنایی

undergird beliefs

باورهای زیربنایی

undergird values

ارزش‌های زیربنایی

undergird support

حمایت زیربنایی

undergird strategies

استراتژی‌های زیربنایی

undergird actions

اقدامات زیربنایی

undergird decisions

تصمیمات زیربنایی

undergird foundations

پایه‌های زیربنایی

undergird systems

سیستم‌های زیربنایی

undergird relationships

روابط زیربنایی

جملات نمونه

the principles of democracy undergird our society.

اصول دموکراسی، بنیان جامعه ما را استوار می‌کند.

strong relationships undergird successful teamwork.

روابط قوی، همکاری موفقیت آمیز را استوار می سازد.

education should undergird a person's development.

آموزش باید توسعه فرد را استوار سازد.

shared values undergird the foundation of a community.

ارزش های مشترک، بنیان یک جامعه را استوار می سازد.

trust undergirds effective communication.

اعتماد، ارتباطات موثر را استوار می سازد.

a solid financial plan should undergird any business strategy.

یک برنامه مالی قوی باید هر استراتژی کسب و کار را استوار سازد.

research and data undergird our conclusions.

تحقیقات و داده ها، نتیجه گیری های ما را استوار می سازد.

historical context undergirds our understanding of current events.

زمینه تاریخی، درک ما از وقایع جاری را استوار می سازد.

ethical considerations should undergird corporate decisions.

ملاحظات اخلاقی باید تصمیمات شرکتی را استوار سازد.

community support undergirds the success of local initiatives.

حمایت جامعه، موفقیت طرح های محلی را استوار می سازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید