underpart

[ایالات متحده]/'ʌndəpɑːt/
[بریتانیا]/ˈʌndɚˌpɑrt/

ترجمه

n. پایین بدن (حیوانی)؛ قسمت پایین بدنه یک هواپیما.

جملات نمونه

The underpart of the plane's fuselage scraped the treetops.

قسمت زیرین بدنه هواپیما درختان را خراشید.

I don't think that the underpart barring is useful in the field.

من فکر نمی‌کنم که قسمت زیرین مسدود کردن در این زمینه مفید باشد.

The underparts were orangey-brown, paling towards the lower belly.

زیرها نارنجی-قهوه‌ای بودند و به سمت شکم پایینی روشن‌تر می‌شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید