underprepared

[ایالات متحده]/ˌʌndəprɪˈpeəd/
[بریتانیا]/ˌʌndərprɪˈpɛrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طور کافی آماده نیست

عبارات و ترکیب‌ها

underprepared student

دانشجوی نام آماده

underprepared team

تیم نام آماده

underprepared candidate

نامزد نام آماده

underprepared presentation

ارائه نام آماده

underprepared project

پروژه نام آماده

underprepared exam

آزمون نام آماده

underprepared athlete

ورزشکار نام آماده

underprepared meeting

جلسه نام آماده

underprepared report

گزارش نام آماده

underprepared response

پاسخ نام آماده

جملات نمونه

the team was underprepared for the final match.

تیم برای مسابقه نهایی آمادگی کافی نداشت.

students often feel underprepared for college exams.

دانشجویان اغلب احساس می‌کنند که برای امتحان ورودی دانشگاه آماده نیستند.

she realized she was underprepared for the presentation.

او متوجه شد که برای ارائه آماده نیست.

being underprepared can lead to poor performance.

عدم آمادگی می‌تواند منجر به عملکرد ضعیف شود.

he showed up underprepared for the job interview.

او برای مصاحبه شغلی آمادگی نداشت.

many athletes feel underprepared at the start of the season.

بسیاری از ورزشکاران در ابتدای فصل احساس آمادگی نمی‌کنند.

the project failed because the team was underprepared.

این پروژه به دلیل عدم آمادگی تیم شکست خورد.

underprepared students often struggle in advanced classes.

دانشجویان ناآماده اغلب در کلاس‌های پیشرفته مشکل دارند.

she felt underprepared for the challenges ahead.

او احساس کرد که برای چالش‌های پیش رو آماده نیست.

being underprepared can cause unnecessary stress.

عدم آمادگی می‌تواند باعث استرس غیرضروری شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید