underprescribed

[ایالات متحده]/ˌʌndəprɪˈskraɪbd/
[بریتانیا]/ˌʌndərprɪˈskraɪbd/

ترجمه

v.(past tense/past participle of underprescribe) تجویز نشده با مقادیر یا میزان ناکافی؛ از تجویز مقدار مناسب دارو یا درمان غافل شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

underprescribed medications

داروهای کم تجویز شده

commonly underprescribed

به طور معمول کم تجویز می‌شود

underprescribed antibiotic

آنتی‌بیوتیک کم تجویز شده

often underprescribed

اغراقاً کم تجویز می‌شود

underprescribed drugs

داروهای کم تجویز شده

been underprescribed

کم تجویز شده است

underprescribed treatment

درمان کم تجویز شده

frequently underprescribed

اغراقاً کم تجویز می‌شود

underprescribed pain medication

داروهای مسکن کم تجویز شده

جملات نمونه

this medication is underprescribed for chronic pain conditions despite its proven efficacy.

این دارو با وجود اثربخشی اثبات شده، به میزان کافی برای شرایط درد مزمن تجویز نمی‌شود.

underprescribed antibiotics have contributed to the rise of resistant bacterial infections.

تجویز نکردن کافی آنتی‌بیوتیک‌ها به افزایش عفونت‌های باکتریایی مقاوم کمک کرده است.

mental health services remain underprescribed in many rural communities.

خدمات بهداشت روان همچنان در بسیاری از جوامع روستایی به میزان کافی تجویز نمی‌شوند.

the drug is significantly underprescribed among elderly patients due to safety concerns.

به دلیل نگرانی‌های ایمنی، این دارو به طور قابل توجهی در میان بیماران مسن تجویز نمی‌شود.

preventive screenings are underprescribed despite strong clinical guidelines supporting their use.

علیرغم دستورالعمل‌های بالینی قوی که از استفاده از آنها حمایت می‌کنند، غربالگری‌های پیشگیرانه به میزان کافی تجویز نمی‌شوند.

pediatric dosages are often underprescribed, leading to suboptimal treatment outcomes.

دوزهای کودکان اغلب به میزان کافی تجویز نمی‌شوند و منجر به نتایج درمانی نامطلوب می‌شوند.

physical therapy remains underprescribed as a first-line treatment for back pain.

فیزیوتراپی همچنان به عنوان یک درمان خط اول برای درد کمر به میزان کافی تجویز نمی‌شود.

vaccination rates for certain diseases are underprescribed in adult populations.

نرخ واکسیناسیون برای برخی بیماری‌ها در جمعیت‌های بزرگسالان به میزان کافی تجویز نمی‌شود.

antidepressants are underprescribed in older adults despite high rates of depression.

با وجود نرخ بالای افسردگی، داروهای ضد افسردگی در بزرگسالان مسن به میزان کافی تجویز نمی‌شوند.

evidence-based treatments for addiction remain dramatically underprescribed.

درمان‌های مبتنی بر شواهد برای اعتیاد همچنان به طور چشمگیری تجویز نمی‌شوند.

statins are underprescribed in eligible patients with high cholesterol levels.

استاتین‌ها در بیماران واجد شرایط با سطح بالای کلسترول به میزان کافی تجویز نمی‌شوند.

pain management specialists are concerned that effective treatments are underprescribed.

متخصصان مدیریت درد نگران هستند که درمان‌های موثر به میزان کافی تجویز نمی‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید