undermedicated

[ایالات متحده]/ˌʌndəˈmedɪkeɪtɪd/
[بریتانیا]/ˌʌndərˈmedɪkeɪtɪd/

ترجمه

adj.دارای دوز دارو کمتر؛ دارو درمانی ناکافی

عبارات و ترکیب‌ها

feeling undermedicated

احساس کم‌درمانی

undermedicated patients

بیماران کم‌درمان

being undermedicated

کم‌درمانی بودن

chronically undermedicated

به طور مزمن کم‌درمانی

severely undermedicated

به شدت کم‌درمانی

undermedicated population

جمعیت کم‌درمان

remain undermedicated

در کم‌درمانی باقی بمانند

undermedicated individuals

افراد کم‌درمان

often undermedicated

اغلب کم‌درمانی

جملات نمونه

many patients with chronic pain remain undermedicated despite clear symptoms.

بسیاری از بیماران مبتلا به درد مزمن علیرغم وجود علائم واضح، همچنان بدون دارو می‌مانند.

the elderly population is often undermedicated for depression.

جمعیت سالخورده اغلب به دلیل افسردگی بدون دارو می‌مانند.

she felt undermedicated and requested a higher dosage from her doctor.

او احساس می‌کرد که داروهایش کافی نیست و از پزشکش دوز بالاتری خواست.

mental health advocates argue that anxiety disorders are frequently undermedicated.

فعالان بهداشت روان استدلال می‌کنند که اختلالات اضطرابی اغلب بدون دارو می‌مانند.

rural communities may be undermedicated due to limited access to healthcare.

جامعه‌های روستایی ممکن است به دلیل دسترسی محدود به مراقبت‌های بهداشتی، بدون دارو بمانند.

children with adhd are sometimes undermedicated out of parental concern.

کودکانی که ADHD دارند، گاهی اوقات به دلیل نگرانی والدین، بدون دارو می‌مانند.

the study found that women are more likely to be undermedicated for heart conditions.

این مطالعه نشان داد که زنان بیشتر در معرض خطر بی‌توجهی به درمان بیماری‌های قلبی هستند.

he became dangerously undermedicated after stopping his medication abruptly.

او پس از قطع ناگهانی داروها، به طور خطرناکی بدون دارو شد.

bipolar patients can be undermedicated during manic episodes when they feel invincible.

بیماران دوقطبی ممکن است در طول دوره‌های مانیا که احساس شکست‌ناپذیری می‌کنند، بدون دارو بمانند.

the prison system has been criticized for keeping inmates undermedicated.

سیستم زندان به دلیل بی‌توجهی به درمان زندانیان مورد انتقاد قرار گرفته است.

chronic pain patients often suffer when they are undermedicated by well-meaning doctors.

بیماران مبتلا به درد مزمن اغلب در رنج هستند زمانی که پزشکان با نیت خوب، داروهایشان را کم می‌کنند.

veterans with ptsd frequently remain undermedicated despite available treatments.

سربازان بازگشته با PTSD اغلب علیرغم وجود درمان‌های موجود، بدون دارو می‌مانند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید