overmedicated

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈmedɪkeɪtɪd/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈmedɪkeɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v.past tense of overmedicate; having been given too much medication; medicated to an excessive degree
v.گذشته فعل overmedicate؛ داروی بیش از حد مصرف شده؛ به درجه ای بیش از حد دارویی شده

عبارات و ترکیب‌ها

overmedicated patient

بیمار بیش دار شده

being overmedicated

در حال بیش دار شدن

overmedicated children

کودکان بیش دار شده

feel overmedicated

احساس بیش دار شدن

overmedicated elderly

سالمندان بیش دار شده

overmedicated state

وضعیت بیش دار شده

become overmedicated

بیش دار شوند

overmedicated population

جمعیت بیش دار شده

dangerously overmedicated

به طور خطرناکی بیش دار شده

overmedicated for years

برای سال‌ها بیش دار شده

جملات نمونه

the overmedicated patient experienced severe side effects from multiple prescriptions.

بیمار بیش‌مصرف دارو دچار عوارض جانبی شدید از چندین نسخه دارویی شد.

many elderly citizens are overmedicated and lack proper medical oversight.

شهروندان مسن زیادی بیش‌مصرف دارو هستند و نظارت پزشکی مناسب ندارند.

parents worry their children are becoming overmedicated with behavioral medications.

والدین نگران هستند که فرزندانشان با داروهای رفتاری بیش‌مصرف دارو می‌شوند.

the overmedicated population shows declining overall health outcomes.

جمعیت بیش‌مصرف دارو، نتایج کلی سلامتی رو به کاهش نشان می‌دهد.

doctors warn that patients are often overmedicated due to pharmaceutical influence.

پزشکان هشدار می‌دهند که بیماران اغلب به دلیل نفوذ داروسازی بیش‌مصرف دارو می‌شوند.

she felt overmedicated and struggled with daily functioning.

او احساس می‌کرد بیش‌مصرف دارو است و در انجام فعالیت‌های روزمره مشکل داشت.

the overmedicated generation faces long-term cognitive challenges.

نسل بیش‌مصرف دارو با چالش‌های شناختی طولانی‌مدت روبرو است.

critics argue that society has become dangerously overmedicated.

منتقدان استدلال می‌کنند که جامعه به طور خطرناکی بیش‌مصرف دارو شده است.

mental health facilities sometimes overmedicate patients to maintain order.

مراکز بهداشت روانگاهی گاهی اوقات بیماران را برای حفظ نظم بیش‌مصرف دارو می‌کنند.

the overmedicated system prioritizes profit over patient wellness.

سیستم بیش‌مصرف دارو سود را بر سلامت بیمار اولویت می‌دهد.

research indicates that overmedicated individuals have higher mortality rates.

تحقیقات نشان می‌دهد که افراد بیش‌مصرف دارو نرخ مرگ و میر بالاتری دارند.

the elderly are frequently overmedicated with sleeping pills and tranquilizers.

سالمندانان اغلب به طور مکرر با داروهای خواب‌آور و آرام‌بخش بیش‌مصرف دارو می‌شوند.

insurance pressures contribute to patients being overmedicated unnecessarily.

فشار بیمه به بیش‌مصرفی غیرضروری بیماران کمک می‌کند.

family members noticed their loved one was dangerously overmedicated.

اعضای خانواده متوجه شدند که عزیزشان به طور خطرناکی بیش‌مصرف دارو است.

overmedicated patients often suffer from drug interactions and complications.

بیماران بیش‌مصرف دارو اغلب از تعاملات دارویی و عوارس رنج می‌برند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید