underreacts

[ایالات متحده]/ˌʌndəˈriːækts/
[بریتانیا]/ˌʌndərˈriːækts/

ترجمه

vi. به طور ناکافی یا ضعیف پاسخ دادن

عبارات و ترکیب‌ها

underreacts to stress

واکنش نشان ندادن به استرس

underreacts to criticism

واکنش نشان ندادن به انتقاد

underreacts in emergencies

واکنش نشان ندادن در شرایط اضطراری

underreacts to danger

واکنش نشان ندادن به خطر

underreacts to feedback

واکنش نشان ندادن به بازخورد

underreacts to pain

واکنش نشان ندادن به درد

underreacts to changes

واکنش نشان ندادن به تغییرات

underreacts to threats

واکنش نشان ندادن به تهدیدها

underreacts in situations

واکنش نشان ندادن در موقعیت‌ها

underreacts to warnings

واکنش نشان ندادن به هشدارهای

جملات نمونه

she often underreacts to criticism.

او اغلب به انتقادها واکنش نشان نمی‌دهد.

he underreacts to stressful situations.

او در شرایط استرس‌زا واکنش نشان نمی‌دهد.

sometimes, he underreacts when people express concern.

گاهی اوقات، او زمانی که مردم نگرانی خود را ابراز می‌کنند، واکنش نشان نمی‌دهد.

she underreacts to her achievements.

او به دستاوردهای خود واکنش نشان نمی‌دهد.

he underreacts to his friends' jokes.

او به شوخی‌های دوستانش واکنش نشان نمی‌دهد.

she underreacts when faced with challenges.

او زمانی که با چالش‌ها روبرو می‌شود، واکنش نشان نمی‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید