overreacts easily
به راحتی اغراق میکند
overreacts sometimes
گاهی اوقات اغراق میکند
overreacts to stress
در برابر استرس اغراق میکند
overreacts in situations
در موقعیتها اغراق میکند
overreacts to criticism
در برابر انتقاد اغراق میکند
overreacts at times
در بعضی اوقات اغراق میکند
overreacts to changes
در برابر تغییرات اغراق میکند
overreacts when upset
وقتی ناراحت است اغراق میکند
overreacts during arguments
در حین بحثها اغراق میکند
overreacts to feedback
در برابر بازخورد اغراق میکند
she often overreacts to minor criticisms.
او اغلب به انتقادات جزئی واکنش نشان می دهد.
he tends to overreacts during stressful situations.
او معمولاً در شرایط استرس زا واکنش نشان می دهد.
sometimes, she overreacts when things don't go her way.
گاهی اوقات، او زمانی که همه چیز طبق میل او پیش نمی رود، واکنش نشان می دهد.
people often overreacts to bad news.
افراد اغلب به اخبار بد واکنش نشان می دهند.
he overreacts to the smallest inconveniences.
او به کوچکترین ناراحتی ها واکنش نشان می دهد.
she overreacts when her friends tease her.
او زمانی که دوستانش او را مسخره می کنند، واکنش نشان می دهد.
overreacting can sometimes make a situation worse.
واکنش نشان دادن گاهی اوقات می تواند وضعیت را بدتر کند.
he overreacts to changes in routine.
او به تغییرات در برنامه روزانه واکنش نشان می دهد.
it's common for parents to overreact when their children are in danger.
معمولاً برای والدین واکنش نشان دادن زمانی که فرزندانشان در خطر هستند، اتفاق می افتد.
she realized that she often overreacts to her partner's jokes.
او متوجه شد که اغلب به شوخی های شریک زندگی خود واکنش نشان می دهد.
overreacts easily
به راحتی اغراق میکند
overreacts sometimes
گاهی اوقات اغراق میکند
overreacts to stress
در برابر استرس اغراق میکند
overreacts in situations
در موقعیتها اغراق میکند
overreacts to criticism
در برابر انتقاد اغراق میکند
overreacts at times
در بعضی اوقات اغراق میکند
overreacts to changes
در برابر تغییرات اغراق میکند
overreacts when upset
وقتی ناراحت است اغراق میکند
overreacts during arguments
در حین بحثها اغراق میکند
overreacts to feedback
در برابر بازخورد اغراق میکند
she often overreacts to minor criticisms.
او اغلب به انتقادات جزئی واکنش نشان می دهد.
he tends to overreacts during stressful situations.
او معمولاً در شرایط استرس زا واکنش نشان می دهد.
sometimes, she overreacts when things don't go her way.
گاهی اوقات، او زمانی که همه چیز طبق میل او پیش نمی رود، واکنش نشان می دهد.
people often overreacts to bad news.
افراد اغلب به اخبار بد واکنش نشان می دهند.
he overreacts to the smallest inconveniences.
او به کوچکترین ناراحتی ها واکنش نشان می دهد.
she overreacts when her friends tease her.
او زمانی که دوستانش او را مسخره می کنند، واکنش نشان می دهد.
overreacting can sometimes make a situation worse.
واکنش نشان دادن گاهی اوقات می تواند وضعیت را بدتر کند.
he overreacts to changes in routine.
او به تغییرات در برنامه روزانه واکنش نشان می دهد.
it's common for parents to overreact when their children are in danger.
معمولاً برای والدین واکنش نشان دادن زمانی که فرزندانشان در خطر هستند، اتفاق می افتد.
she realized that she often overreacts to her partner's jokes.
او متوجه شد که اغلب به شوخی های شریک زندگی خود واکنش نشان می دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید