overreacts

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈriːækts/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈriːækts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بیش از حد لازم واکنش نشان دادن

عبارات و ترکیب‌ها

overreacts easily

به راحتی اغراق می‌کند

overreacts sometimes

گاهی اوقات اغراق می‌کند

overreacts to stress

در برابر استرس اغراق می‌کند

overreacts in situations

در موقعیت‌ها اغراق می‌کند

overreacts to criticism

در برابر انتقاد اغراق می‌کند

overreacts at times

در بعضی اوقات اغراق می‌کند

overreacts to changes

در برابر تغییرات اغراق می‌کند

overreacts when upset

وقتی ناراحت است اغراق می‌کند

overreacts during arguments

در حین بحث‌ها اغراق می‌کند

overreacts to feedback

در برابر بازخورد اغراق می‌کند

جملات نمونه

she often overreacts to minor criticisms.

او اغلب به انتقادات جزئی واکنش نشان می دهد.

he tends to overreacts during stressful situations.

او معمولاً در شرایط استرس زا واکنش نشان می دهد.

sometimes, she overreacts when things don't go her way.

گاهی اوقات، او زمانی که همه چیز طبق میل او پیش نمی رود، واکنش نشان می دهد.

people often overreacts to bad news.

افراد اغلب به اخبار بد واکنش نشان می دهند.

he overreacts to the smallest inconveniences.

او به کوچکترین ناراحتی ها واکنش نشان می دهد.

she overreacts when her friends tease her.

او زمانی که دوستانش او را مسخره می کنند، واکنش نشان می دهد.

overreacting can sometimes make a situation worse.

واکنش نشان دادن گاهی اوقات می تواند وضعیت را بدتر کند.

he overreacts to changes in routine.

او به تغییرات در برنامه روزانه واکنش نشان می دهد.

it's common for parents to overreact when their children are in danger.

معمولاً برای والدین واکنش نشان دادن زمانی که فرزندانشان در خطر هستند، اتفاق می افتد.

she realized that she often overreacts to her partner's jokes.

او متوجه شد که اغلب به شوخی های شریک زندگی خود واکنش نشان می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید