understaff

[ایالات متحده]/[ˈʌndəstæf]/
[بریتانیا]/[ˈʌndərstæf]/

ترجمه

v. برای انجام کار مورد نیاز، کارمندان کافی نداشته باشند.
v. (مجهول) نیروی کار کافی نداشته باشند.
adj. نیروی کار کافی نداشته باشد.

عبارات و ترکیب‌ها

understaffed unit

واحد کم‌تعداد

understaffing issues

مشکلات کمبود نیرو

severely understaffed

به شدت کم‌تعداد

understaffed shifts

شیفت‌های کم‌تعداد

being understaffed

کم‌تعداد بودن

understaffed hospital

بیمارستان کم‌تعداد

understaffed now

در حال حاضر کم‌تعداد

dealing with understaff

رسیدگی به کمبود نیرو

understaffed team

تیم کم‌تعداد

constantly understaffed

به طور مداوم کم‌تعداد

جملات نمونه

the hospital is severely understaffed, leading to long wait times.

بیمارستان به شدت با کمبود نیرو مواجه است که منجر به زمان انتظار طولانی می شود.

we are currently understaffed due to several employees taking sick leave.

ما در حال حاضر به دلیل مرخصی استعلاجی چندین کارمند، با کمبود نیرو مواجه هستیم.

the restaurant was understaffed on sunday, resulting in slow service.

رستوران در روز یکشنبه با کمبود نیرو مواجه بود که منجر به سرویس کند شد.

being understaffed puts a lot of pressure on the existing employees.

کمبود نیرو فشار زیادی را بر کارکنان فعلی وارد می کند.

the team is understaffed and struggling to meet the deadline.

تیم با کمبود نیرو مواجه است و برای رسیدن به مهلت مقرر مشکل دارد.

we need to address the issue of being consistently understaffed in the department.

ما باید مشکل کمبود نیرو را به طور مداوم در این بخش رسیدگی کنیم.

the emergency room is often understaffed during the night shift.

اتاق اورژانس اغلب در شیفت شب با کمبود نیرو مواجه است.

the company is actively recruiting to combat being understaffed.

شرکت به طور فعال در حال استخدام است تا با کمبود نیرو مقابله کند.

the school is understaffed, impacting student support services.

مدارس با کمبود نیرو مواجه هستند که بر خدمات پشتیبانی از دانش آموزان تأثیر می گذارد.

due to being understaffed, overtime has become mandatory for some.

به دلیل کمبود نیرو، اضافه کاری برای برخی اجباری شده است.

the call center is chronically understaffed, frustrating customers.

مرکز تماس به طور مزمن با کمبود نیرو مواجه است که باعث نارضایتی مشتریان می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید