undescended

[ایالات متحده]/ˌʌndɪˈsɛndɪd/
[بریتانیا]/ˌʌndɪˈsɛndɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به کیسه بیضه (بیضه) نرسیده است

عبارات و ترکیب‌ها

undescended testicle

عدم نزول بیضه

undescended kidney

کلیه کاشته‌شده

undescended ovary

بیضه کاشته‌شده

undescended state

وضعیت کاشته‌شده

undescended condition

شرایط کاشته‌شده

undescended organ

اندام کاشته‌شده

undescended position

موقعیت کاشته‌شده

undescended structure

ساختار کاشته‌شده

undescended anatomy

آناتومی کاشته‌شده

undescended issue

مشکل کاشته‌شده

جملات نمونه

the doctor diagnosed him with an undescended testicle.

پزشک او را به دلیل وجود یک بیضه ندون شده تشخیص داد.

undescended testicles can lead to fertility issues later in life.

بیضه های ندون شده می توانند منجر به مشکلات باروری در زندگی بعد شوند.

he underwent surgery to correct his undescended condition.

او تحت عمل جراحی برای اصلاح وضعیت بیضه ندون شده خود قرار گرفت.

parents should consult a pediatrician about undescended testicles.

والدین باید در مورد بیضه های ندون شده با یک پزشک اطفال مشورت کنند.

regular check-ups can help identify undescended organs early.

معاینات منظم می تواند به شناسایی زودهنگام اندام های ندون شده کمک کند.

undescended testicles are more common in premature infants.

بیضه های ندون شده در نوزادان نارس بیشتر دیده می شود.

early intervention is crucial for undescended testicles.

مداخله زودهنگام برای بیضه های ندون شده بسیار مهم است.

he learned about the implications of having undescended testicles.

او در مورد پیامدهای داشتن بیضه های ندون شده اطلاعاتی کسب کرد.

undescended testicles may require hormonal treatment.

ممکن است بیضه های ندون شده نیاز به درمان هورمونی داشته باشند.

it's important to monitor any signs of undescended testicles in boys.

نظارت بر علائم بیضه های ندون شده در پسران مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید