undistributed income
درآمد توزیعنشده
undistributed profits
سود توزیعنشده
undistributed assets
داراییهای توزیعنشده
undistributed funds
صندوقهای توزیعنشده
undistributed resources
منابع توزیعنشده
undistributed dividends
سهام توزیعنشده
undistributed profits tax
مالیات بر سود توزیعنشده
undistributed earnings
درآمد توزیعنشده
undistributed liabilities
تعهدات توزیعنشده
undistributed expenses
هزینههای توزیعنشده
the undistributed profits were reinvested into the company.
سودهای توزیع نشده مجدداً در شرکت سرمایهگذاری شدند.
she found the undistributed materials in the storage room.
او مواد توزیع نشده را در اتاق ذخیره سازی پیدا کرد.
undistributed funds can be allocated for future projects.
میتوان وجوه توزیع نشده را برای پروژههای آینده تخصیص داد.
the undistributed items were listed for the next auction.
اقلام توزیع نشده برای حراج بعدی فهرست شدند.
we need to address the issue of undistributed resources.
ما باید به مسئله منابع توزیع نشده رسیدگی کنیم.
undistributed dividends can affect shareholder satisfaction.
تقسیم سودهای توزیع نشده میتواند بر رضایت سهامداران تأثیر بگذارد.
the report highlighted the undistributed inventory in the warehouse.
گزارش موجودی توزیع نشده در انبار را برجسته کرد.
they decided to distribute the undistributed wealth among the community.
آنها تصمیم گرفتند ثروت توزیع نشده را در بین جامعه توزیع کنند.
undistributed data can lead to inaccurate analysis.
دادههای توزیع نشده میتواند منجر به تجزیه و تحلیل نادرست شود.
the committee discussed the implications of undistributed benefits.
کمیته پیامدهای مزایای توزیع نشده را مورد بحث قرار داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید