undulation

[ایالات متحده]/ˌʌndjʊ'leɪʃən/
[بریتانیا]/'ʌndʒə'leʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوسان، نوسان‌گیری

عبارات و ترکیب‌ها

gentle undulations

تپه‌های ملایم

جملات نمونه

The undulation of the ocean waves was mesmerizing.

نوسان امواج اقیانوس مسحور کننده بود.

The undulation of the landscape made it difficult to drive on the winding road.

نوسان منظره رانندگی در جاده پر پیچ و خم را دشوار می کرد.

The undulation in her voice conveyed a sense of sadness.

نوسان در صدای او حسی از غم را نشان می داد.

The undulation of the fabric gave the dress an elegant flow.

نوسان پارچه به لباس جلوه ای زیبا می بخشید.

The undulation of the music created a sense of movement and rhythm.

نوسان موسیقی حسی از حرکت و ریتم ایجاد کرد.

The undulation of the sand dunes was breathtaking.

نوسان تپه های شنی نفس گیر بود.

She danced with grace, moving in perfect undulation with the music.

او با ظرافت می رقصید و با موسیقی به طور کامل در نوسان بود.

The undulation of emotions in the film kept the audience engaged.

نوسان احساسات در فیلم مخاطبان را درگیر نگه داشت.

The undulation of the road caused cars to slow down for safety.

نوسان جاده باعث کاهش سرعت خودروها برای ایمنی شد.

The undulation of the fields created a beautiful pattern from above.

نوسان مزارع الگوی زیبایی را از بالا ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید