unduly

[ایالات متحده]/ʌn'djuːlɪ/
[بریتانیا]/ʌnˈduli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور بیش از حد؛ به طور نامناسب؛ به طور نادرست.

عبارات و ترکیب‌ها

unduly influenced

تحت تأثیر بیش از حد

unduly harsh

بیش از حد تند

unduly expensive

بیش از حد گران

unduly long

بیش از حد طولانی

unduly restrictive

بیش از حد محدود کننده

unduly concerned

بیش از حد نگران

جملات نمونه

unduly familiar with strangers.

بیش از حد با غریبه ها آشنایی دارند.

We’re not unduly worried.

ما بیش از حد نگران نیستیم.

He argued that the law was unduly restrictive.

او استدلال کرد که قانون بیش از حد محدودکننده بود.

Am I being unduly cynical? Not a bit of it.

آیا من بیش از حد cynical هستم؟ اصلاً نه.

he wondered if he had been unduly mistrustful of her.

او به این فکر کرد که آیا بیش از حد نسبت به او بی‌اعتماد بوده است.

It must not be thought that any one could have mistaken her for a nervous , sensitive, high-strung nature, cast unduly upon a cold, calculating, and unpoetic world.

نباید فکر کرد که کسی او را با یک طبیعت عصبی، حساس، مضطرب که به طور غیرمنصفانه بر دنیایی سرد، محاسبه گر و غیرشاعرانه تحمیل شده است، اشتباه گرفته است.

نمونه‌های واقعی

It will mean fostering it unduly or giving way to it entirely.

این امر می‌تواند به معنای تقویت بیش از حد آن یا تسلیم شدن کامل به آن باشد.

منبع: The school of life

A disunited nation therefore has to incur unduly high costs of government.

یک ملت منزوی در نتیجه باید هزینه‌های دولتی بیش از حد بالا را متحمل شود.

منبع: New Concept English. British Edition. Book Four (Translation)

The court found that the districts unduly favor GOP candidates.

دادگاه دریافت که این مناطق به طور نامناسبی از نامزدان حزب جمهوری‌خواه حمایت می‌کنند.

منبع: PBS English News

Venn's heart sank within him, though it had not risen unduly high.

قلب ونن در درونش فرو رفت، اگرچه به طور غیرمعمول بالا نرفته بود.

منبع: Returning Home

I was surprised, but not unduly worried that he was alone.

من متعجب شدم، اما بیش از حد نگران نبودم که او تنهاست.

منبع: Sherlock Holmes Collection Jeremy Brett Edition

I hope I haven't disturbed you unduly. It's all been taken care of.

امیدوارم شما را بیش از حد آزار نداده باشم. همه چیز رسیدگی شده است.

منبع: The Good Wife Season 4

Her love made her afraid of being unduly indulgent, indeed.

عشق او باعث شد از اینکه بیش از حد دست و پا چلفتی باشد، بترسد.

منبع: Anne of Green Gables (Original Version)

Married couples can have affairs and no one is meant to be unduly upset.

زوج‌های متأهل می‌توانند رابطه داشته باشند و نباید کسی بیش از حد ناراحت شود.

منبع: History

He found to his great astonishment that he was not unduly surprised at his confidence.

او با شگفتی فراوان دریافت که در مورد اعتماد به نفس خود بیش از حد تعجب نکرده است.

منبع: The Red and the Black (Part Four)

One person gives freely, yet gains even more; another withholds unduly, but comes to poverty.

یک نفر آزادانه می‌دهد، اما حتی بیشتر به دست می‌آورد؛ دیگری به طور غیرمنصفانه دریغ می‌کند، اما به فقر می‌رسد.

منبع: 20 Proverbs Soundtrack Bible Theater Version - NIV

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید