undyed

[ایالات متحده]/ʌnˈdaɪd/
[بریتانیا]/ʌnˈdaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. رنگ نشده; در رنگ طبیعی خود

عبارات و ترکیب‌ها

undyed fabric

پارچه رنگ‌نشده

undyed wool

پشم رنگ‌نشده

undyed cotton

پنبه رنگ‌نشده

undyed yarn

نخ رنگ‌نشده

undyed leather

چرم رنگ‌نشده

undyed silk

ابریشم رنگ‌نشده

undyed linen

کتان رنگ‌نشده

undyed thread

ریسمن رنگ‌نشده

undyed fibers

الیاف رنگ‌نشده

undyed material

مواد رنگ‌نشده

جملات نمونه

the fabric is undyed, showcasing its natural color.

پارچه رنگ نشده است و رنگ طبیعی خود را نشان می دهد.

she prefers undyed wool for her knitting projects.

او ترجیح می دهد از پشم رنگ نشده برای پروژه های بافندگی خود استفاده کند.

many eco-friendly brands offer undyed clothing options.

برندهای سازگار با محیط زیست زیادی گزینه های لباس رنگ نشده ارائه می دهند.

undyed leather has a unique, rustic appearance.

چرم رنگ نشده دارای ظاهری منحصر به فرد و روستایی است.

the artist used undyed paper for her sketches.

هنرمند از کاغذ رنگ نشده برای طرح های خود استفاده کرد.

he bought undyed yarn for his new project.

او نخ رنگ نشده برای پروژه جدید خود خرید.

undyed fabrics are often more sustainable.

پارچه های رنگ نشده اغلب پایدارتر هستند.

she loves the simplicity of undyed materials.

او سادگی مواد رنگ نشده را دوست دارد.

undyed cotton is a popular choice for organic clothing.

پنبه رنگ نشده یک انتخاب محبوب برای لباس های ارگانیک است.

the undyed silk had a soft, natural sheen.

ابریشم رنگ نشده دارای درخشندگی طبیعی و نرمی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید