uneases

[ایالات متحده]/ʌnˈiːzɪz/
[بریتانیا]/ʌnˈizɪz/

ترجمه

n. احساس ناراحتی یا اضطراب

عبارات و ترکیب‌ها

social uneases

ناآرامی‌های اجتماعی

economic uneases

ناآرامی‌های اقتصادی

public uneases

ناآرامی‌های عمومی

political uneases

ناآرامی‌های سیاسی

cultural uneases

ناآرامی‌های فرهنگی

personal uneases

ناآرامی‌های شخصی

global uneases

ناآرامی‌های جهانی

emotional uneases

ناآرامی‌های عاطفی

environmental uneases

ناآرامی‌های زیست‌محیطی

mental uneases

ناآرامی‌های ذهنی

جملات نمونه

his comments caused uneases among the staff.

اظهارات او باعث ایجاد ناراحتی در بین کارکنان شد.

the sudden changes in policy created uneases in the community.

تغییرات ناگهانی در سیاست، ناراحتی‌هایی را در جامعه ایجاد کرد.

she felt uneases about the upcoming presentation.

او در مورد ارائه آینده احساس ناراحتی می‌کرد.

the news of layoffs brought uneases to the employees.

خبر تعدیل نیروها باعث ایجاد ناراحتی در بین کارمندان شد.

his behavior raised uneases during the meeting.

رفتار او در طول جلسه باعث ایجاد ناراحتی شد.

there were uneases regarding the safety of the new product.

نگرانی‌هایی در مورد ایمنی محصول جدید وجود داشت.

her uneases were evident when she spoke.

ناراحتی‌های او زمانی که صحبت می‌کرد آشکار بود.

uneases can often lead to misunderstandings.

ناراحتی‌ها اغلب می‌توانند منجر به سوء تفاهم شوند.

the uneases expressed by the audience were hard to ignore.

ناراحتی‌هایی که توسط مخاطبان بیان شد، سخت بود که نادیده گرفته شود.

he tried to calm the uneases of his colleagues.

او سعی کرد ناراحتی همکاران خود را آرام کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید