uneasinesses

[ایالات متحده]/ʌnˈiːzinesses/
[بریتانیا]/ʌnˈiːzinesses/

ترجمه

n. حالت اضطراب یا نگرانی

عبارات و ترکیب‌ها

social uneasinesses

نگرانی‌های اجتماعی

emotional uneasinesses

نگرانی‌های عاطفی

general uneasinesses

نگرانی‌های عمومی

psychological uneasinesses

نگرانی‌های روانشناختی

economic uneasinesses

نگرانی‌های اقتصادی

cultural uneasinesses

نگرانی‌های فرهنگی

political uneasinesses

نگرانی‌های سیاسی

internal uneasinesses

نگرانی‌های داخلی

external uneasinesses

نگرانی‌های خارجی

personal uneasinesses

نگرانی‌های شخصی

جملات نمونه

her uneasinesses about the meeting were palpable.

نگرانی‌های او در مورد جلسه قابل لمس بود.

he expressed his uneasinesses regarding the upcoming project.

او نگرانی‌های خود را در مورد پروژه پیش رو بیان کرد.

despite her uneasinesses, she decided to speak up.

با وجود نگرانی‌هایش، او تصمیم گرفت صحبت کند.

his uneasinesses stemmed from a lack of information.

نگرانی‌های او ناشی از کمبود اطلاعات بود.

she tried to hide her uneasinesses during the interview.

او سعی کرد نگرانی‌های خود را در طول مصاحبه پنهان کند.

the uneasinesses in the room were evident to everyone.

نگرانی‌ها در اتاق برای همه آشکار بود.

he reassured her to ease her uneasinesses.

او او را اطمینان داد تا نگرانی‌هایش را کاهش دهد.

they shared their uneasinesses about the future.

آنها نگرانی‌های خود را در مورد آینده به اشتراک گذاشتند.

her uneasinesses were alleviated after the discussion.

نگرانی‌های او پس از بحث رفع شدند.

addressing his uneasinesses helped him focus better.

رسیدگی به نگرانی‌های او به او کمک کرد بهتر تمرکز کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید