unexplainable

[ایالات متحده]/ʌnɪk'spleɪnəb(ə)l/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرقابل توضیح یا درک، غیرقابل توضیح، مرموز

جملات نمونه

the unexplainable disappearance of the keys

ناپدید شدن غیرقابل توضیح کلیدها

she had an unexplainable sense of dread

او یک حس ترس غیرقابل توضیح داشت

the unexplainable power of the mysterious artifact

قدرت غیرقابل توضیح مصنوعات مرموز

an unexplainable phenomenon in the sky

یک پدیده غیرقابل توضیح در آسمان

the unexplainable behavior of the cat

رفتار غیرقابل توضیح گربه

an unexplainable connection between the two events

یک ارتباط غیرقابل توضیح بین دو رویداد

the unexplainable noise coming from the basement

صدای غیرقابل توضیح از زیرزمین

an unexplainable change in the weather

تغییر غیرقابل توضیح در آب و هوا

the unexplainable success of the project

موفقیت غیرقابل توضیح پروژه

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید