explainable

[ایالات متحده]/ik'spleinəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل توضیح

عبارات و ترکیب‌ها

reasonably explainable

به طور منطقی قابل توضیح

جملات نمونه

The sudden change in weather is explainable by the approaching storm.

تغییر ناگهانی آب و هوا قابل توضیح بودن به دلیل طوفان نزدیک است.

His behavior is not easily explainable by simple reasoning.

رفتار او به راحتی با استدلال ساده قابل توضیح نیست.

The mysterious disappearance of the artifact remains unexplainable.

ناپدید شدن مرموزانه شیء باستانی هنوز قابل توضیح نیست.

The scientist provided an explainable theory for the phenomenon.

دانشمند یک نظریه قابل توضیح برای پدیده ارائه کرد.

The glitch in the system is explainable due to the outdated software.

مشکل در سیستم قابل توضیح است به دلیل نرم افزار قدیمی.

The sudden surge in sales is explainable by the new marketing strategy.

افزایش ناگهانی فروش قابل توضیح است به دلیل استراتژی بازاریابی جدید.

The discrepancy in the data is explainable by human error.

ناهمگونی در داده ها قابل توضیح است به دلیل خطای انسانی.

The complex nature of human emotions is not always explainable.

طبیعت پیچیده احساسات انسانی همیشه قابل توضیح نیست.

The artist's unique style is not easily explainable in words.

سبک منحصر به فرد هنرمند به راحتی با کلمات قابل توضیح نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید