unfortunates

[ایالات متحده]/ʌnˈfɔːtʃənəts/
[بریتانیا]/ʌnˈfɔrtʃənəts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که بدشانس هستند

عبارات و ترکیب‌ها

unfortunates unite

اتحاد بی‌شمانی‌ها

help the unfortunates

به بی‌شمانی‌ها کمک کنید

unfortunates prevail

بی‌شمانی‌ها پیروز شوند

support unfortunates

حمایت از بی‌شمانی‌ها

unfortunates' plight

وضعیت اسفناک بی‌شمانی‌ها

unfortunates' voices

صدای بی‌شمانی‌ها

unfortunates gather

بی‌شمانی‌ها گرد هم آیند

unfortunates' stories

داستان‌های بی‌شمانی‌ها

unfortunates' needs

نیازهای بی‌شمانی‌ها

unfortunates' rights

حقوق بی‌شمانی‌ها

جملات نمونه

many unfortunates rely on charity for survival.

بسیاری از افراد نیازمند برای بقا به کمک‌های خیریه متکی هستند.

the unfortunates in the disaster zone need immediate assistance.

افراد نیازمند در مناطق آسیب‌دیده به کمک فوری نیاز دارند.

unfortunates often face stigma in society.

افراد نیازمند اغلب با انگ اجتماعی روبرو هستند.

he dedicated his life to helping unfortunates.

او زندگی خود را وقف کمک به افراد نیازمند کرد.

programs for unfortunates can help them regain independence.

برنامه‌هایی برای افراد نیازمند می‌توانند به آن‌ها کمک کنند تا استقلال خود را دوباره به دست آورند.

unfortunates often struggle to find employment.

افراد نیازمند اغلب برای یافتن شغل تلاش می‌کنند.

we should show compassion for the unfortunates.

ما باید نسبت به افراد نیازمند همدلی نشان دهیم.

many unfortunates are victims of circumstance.

بسیاری از افراد نیازمند قربانی شرایط هستند.

support groups can provide comfort to unfortunates.

گروه‌های حمایتی می‌توانند به افراد نیازمند آرامش بخشند.

unfortunates deserve equal rights and opportunities.

افراد نیازمند شایسته حقوق و فرصت‌های برابر هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید