fortunates

[ایالات متحده]/[ˈfɔːrtʃəneɪts]/
[بریتانیا]/[ˈfɔːrtʃəneɪts]/

ترجمه

n. افراد موفق؛ افراد خوش‌شانس؛ افرادی که موفق شده‌اند یا حالا خوش‌شانس هستند.

عبارات و ترکیب‌ها

are the fortunates

آیا خوش‌بخت‌ها

truly fortunates

خوش‌بخت‌ها واقعاً

being fortunates

خوش‌بخت‌بودن

were fortunates

خوش‌بخت‌ها بودند

جملات نمونه

the lucky few who won the lottery were the fortunates.

کسانی که در قرعه کشی برنده شدند، افراد خوش شانس بودند.

only the fortunates could afford a vacation to europe.

فقط افراد خوش شانس می توانستند یک تابستان در اروپا را تحمل کنند.

she felt like one of the fortunates to have such supportive parents.

او احساس می کرد که یکی از افراد خوش شانس است که والدین حمایت کننده ای دارد.

they were the fortunates who secured a place at the prestigious university.

آنها افراد خوش شانسی بودند که جایگاهی در دانشگاه معتبر به دست آوردند.

the fortunates enjoyed a life of luxury and ease.

افراد خوش شانس زندگی درآمد بالا و راحتی را داشتند.

he considered himself a fortunate man to have a loving family.

او خود را مرد خوش شانسی می دانست که خانواده محبت آمیزی دارد.

the fortunates benefited from the economic boom.

افراد خوش شانس از رونق اقتصادی بهره مند شدند.

it's a fortunate circumstance to be born into a stable family.

متولد شدن در خانواده ای پایدار یک موقعیت خوش شانس است.

the fortunates often donate to charitable causes.

افراد خوش شانس معمولاً به اهداف خیریه کمک می کنند.

being healthy is a fortunate state to be in.

بودن سالم یک وضعیت خوش شانس است.

the fortunates escaped the disaster unharmed.

افراد خوش شانس از بحران بدون آسیب فرار کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید