unguaranteed

[ایالات متحده]/[ˌʌnˈɡærənˈtiːd]/
[بریتانیا]/[ˌʌnˈɡærənˈtiːd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نامطمئن؛ تضمین نشده
v. تضمین نکردن

عبارات و ترکیب‌ها

unguaranteed delivery

تضمین نشده

unguaranteed results

نتایج تضمین نشده

unguaranteed promise

پیمان تضمین نشده

being unguaranteed

بودن تضمین نشده

unguaranteed access

دسترسی تضمین نشده

unguaranteed future

آینده تضمین نشده

unguaranteed quality

کیفیت تضمین نشده

unguaranteed success

موفقیت تضمین نشده

unguaranteed safety

ایمنی تضمین نشده

unguaranteed performance

کارایی تضمین نشده

جملات نمونه

the website offered an unguaranteed delivery date, so we couldn't rely on it.

سایت یک تاریخ تحویل غیرضامن را ارائه می‌داد، بنابراین ما نمی‌توانستیم بر آن اعتماد کنیم.

we have an unguaranteed supply of the product, depending on the supplier's availability.

تامین کالا به طور غیرضامنی انجام می‌شود و بستگی به دسترسی تامین کننده دارد.

the investment carried an unguaranteed return, making it a high-risk venture.

این سرمایه‌گذاری با بازدهی غیرضامنی همراه بود، آن را به یک پیشنهاد با ریسک بالا تبدیل می‌کرد.

the software update included an unguaranteed fix for the known bug.

به‌روزرسانی نرم‌افزار شامل یک راه‌حل غیرضامنی برای باگ شناخته شده بود.

the job offer came with an unguaranteed salary based on performance.

این پیشنهاد استخدامی با حقوقی غیرضامنی همراه بود که به عملکرد وابسته بود.

the data provided is unguaranteed and should be verified independently.

داده‌های ارائه شده غیرضامنی است و باید به طور مستقل تأیید شود.

the connection was unguaranteed, so sensitive information shouldn't be transmitted.

اتصال غیرضامنی بود، بنابراین اطلاعات حساس نباید ارسال می‌شدند.

the company offered an unguaranteed warranty on the refurbished item.

شرکت یک ضمانت غیرضامنی برای کالای بازسازی شده ارائه داد.

the outcome of the experiment was unguaranteed, requiring further testing.

نتیجه آزمایش غیرضامنی بود، بنابراین نیاز به آزمایش‌های بیشتر داشت.

the system provides an unguaranteed level of security against cyberattacks.

این سیستم سطحی از امنیت غیرضامنی علیه حملات سایبری فراهم می‌کند.

the project's success was unguaranteed, relying on many external factors.

موفقیت پروژه غیرضامنی بود و به بسیاری از عوامل خارجی وابسته بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید