unguis

[ایالات متحده]/ˈʌŋɡɪs/
[بریتانیا]/ˈʌŋɡɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چنگال یا سم; ناخن انگشت یا پنجه; تجمع چرک در اتاق قدامی چشم
شکل‌های واژه
جمعunguiss

عبارات و ترکیب‌ها

unguis structure

ساختار ناخن

unguis growth

رشد ناخن

unguis health

سلامت ناخن

unguis appearance

ظاهر ناخن

unguis color

رنگ ناخن

unguis infection

عفونت ناخن

unguis treatment

درمان ناخن

unguis condition

وضعیت ناخن

unguis care

مراقبت از ناخن

unguis analysis

تجزیه و تحلیل ناخن

جملات نمونه

the unguis of the bird was sharp and pointed.

پنجه پرنده تیز و نوک تیز بود.

she carefully trimmed her unguis to maintain their health.

او با دقت پنجه های خود را برای حفظ سلامتی آنها مرتب کرد.

the unguis can provide important clues about the animal's behavior.

پنجه می تواند سرنخ های مهمی در مورد رفتار حیوان ارائه دهد.

some species have evolved unique unguis adaptations.

برخی از گونه ها سازگاری های منحصربه‌فردی در پنجه تکامل داده‌اند.

observing the unguis can help in identifying the species.

مشاهده پنجه می تواند به شناسایی گونه کمک کند.

the unguis of this insect is used for digging.

پنجه این حشره برای کندن استفاده می شود.

he noticed the unguis was different from other birds.

او متوجه شد که پنجه با پنجه سایر پرندگان متفاوت است.

in some cultures, the unguis is believed to have spiritual significance.

در برخی فرهنگ ها، باور بر این است که پنجه اهمیت معنوی دارد.

she painted her unguis in bright colors for the festival.

او پنجه های خود را به رنگ های روشن برای جشنواره رنگ آمیزی کرد.

the unguis of mammals varies greatly among species.

پنجه پستانداران در بین گونه ها بسیار متفاوت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید