unhusk

[ایالات متحده]/ʌnˈhʌsk/
[بریتانیا]/ʌnˈhʌsk/

ترجمه

n. عمل برداشتن پوشش خارجی (برای مثال، از برنج)
vt. برداشتن پوشش خارجی

عبارات و ترکیب‌ها

unhusk grain

غلات بدون سبوس

unhusk rice

برنج بدون سبوس

unhusk seeds

دانه‌های بدون سبوس

unhusk corn

ذرت بدون سبوس

unhusk nuts

آجیل بدون سبوس

unhusk beans

حبوبات بدون سبوس

unhusk barley

جو بدون سبوس

unhusk wheat

گندم بدون سبوس

unhusk oats

جو دوسر بدون سبوس

unhusk millet

اشو بدون سبوس

جملات نمونه

farmers often unhusk rice before selling it.

کشاورزان اغلب برنج را قبل از فروش، از پوست جدا می‌کنند.

it is important to unhusk the corn properly for cooking.

برای پخت و پز، جدا کردن پوست ذرت به درستی مهم است.

she learned how to unhusk peanuts for the recipe.

او یاد گرفت که چگونه برای دستور غذا، فندق را از پوست جدا کند.

they decided to unhusk the seeds before planting.

آنها تصمیم گرفتند قبل از کاشت، دانه‌ها را از پوست جدا کنند.

unhusked grains can spoil if not stored properly.

اگر به درستی نگهداری نشوند، دانه‌های بدون پوست ممکن است خراب شوند.

it's easier to cook with unhusked lentils.

با عدس بدون پوست آشپزی کردن آسان‌تر است.

the process to unhusk coconuts requires skill.

جدا کردن پوست نارگیل نیاز به مهارت دارد.

he showed me how to unhusk the beans efficiently.

او به من نشان داد که چگونه لوبیاها را به طور موثر از پوست جدا کنم.

unhusked grains are often used in traditional dishes.

دانه‌های بدون پوست اغلب در غذاهای سنتی استفاده می‌شوند.

before cooking, make sure to unhusk the chickpeas.

قبل از پخت و پز، مطمئن شوید که نخودها را از پوست جدا کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید