uniface

[ایالات متحده]/ˈjuːnɪfeɪs/
[بریتانیا]/ˈjunɪfeɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سکه یا مدالی که تنها یک طرف آن طراحی دارد
adj. دارای طراحی یا تصویری تنها در یک طرف

عبارات و ترکیب‌ها

uniface design

طراحی یونی‌فیس

uniface application

اپلیکیشن یونی‌فیس

uniface model

مدل یونی‌فیس

uniface interface

واسط کاربری یونی‌فیس

uniface platform

پلتفرم یونی‌فیس

uniface tool

ابزار یونی‌فیس

uniface project

پروژه یونی‌فیس

uniface framework

چارچوب یونی‌فیس

uniface feature

ویژگی یونی‌فیس

uniface solution

راهکار یونی‌فیس

جملات نمونه

the uniface design of the coin makes it unique.

طراحی یک‌طرفه سکه آن را منحصر به فرد می‌کند.

he prefers uniface printing for his business cards.

او ترجیح می‌دهد برای کارت‌های تجاری خود از چاپ یک‌طرفه استفاده کند.

uniface software can simplify the development process.

نرم‌افزار یک‌طرفه می‌تواند فرآیند توسعه را ساده کند.

they used a uniface approach to the project.

آنها از یک رویکرد یک‌طرفه برای پروژه استفاده کردند.

the artist created a uniface sculpture for the exhibition.

هنرمند یک مجسمه یک‌طرفه برای نمایشگاه ایجاد کرد.

uniface technology is becoming increasingly popular.

فناوری یک‌طرفه به طور فزاینده‌ای محبوب می‌شود.

she showed us a uniface model of the building.

او یک مدل یک‌طرفه ساختمان را به ما نشان داد.

uniface features can enhance user experience.

ویژگی‌های یک‌طرفه می‌توانند تجربه کاربر را بهبود بخشند.

the uniface aspect of the product attracted many buyers.

جنبه یک‌طرفه محصول توجه بسیاری از خریداران را جلب کرد.

they decided to use uniface cards for the game.

آنها تصمیم گرفتند از کارت‌های یک‌طرفه برای بازی استفاده کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید