unincarcerable

[ایالات متحده]/ˌʌnɪnˈkɑːsərəbl/
[بریتانیا]/ˌʌnɪnˈkɑːrsərəbl/

ترجمه

adj. ناتوان در بازداشتن یا محبوس شدن؛ از حبس یا محبوس شدن معاف یا تحت آن قرار نگرفته.

عبارات و ترکیب‌ها

unincarcerable offenders

زهرازان غیرقابل محکومیت

deemed unincarcerable

به عنوان غیرقابل محکومیت ارزیابی شده

unincarcerable inmates

زهرازان غیرقابل محکومیت

considered unincarcerable

به عنوان غیرقابل محکومیت در نظر گرفته شده

unincarcerable status

وضعیت غیرقابل محکومیت

become unincarcerable

غیرقابل محکومیت شوند

remain unincarcerable

غیرقابل محکومیت باقی ماند

legally unincarcerable

غیرقابل محکومیت از نظر قانونی

declared unincarcerable

غیرقابل محکومیت اعلام شده

certified unincarcerable

غیرقابل محکومیت تأیید شده

جملات نمونه

the judge declared the offender unincarcerable due to his terminal illness.

دیوان فرد مجرم را ناتوان در حبس دانست زیرا او دارای بیماری مرحله اخیر است.

many criminals are technically unincarcerable under current law.

بیشتر مجرمان از نظر فنی ناتوان در حبس هستند بر اساس قانون فعلی.

the unincarcerable population continues to grow in some regions.

جمعیت ناتوان در حبس در برخی مناطق ادامه می یابد.

some judges consider certain defendants unincarcerable for rehabilitation purposes.

برخی دیوان‌ها برخی متهمان را ناتوان در حبس می‌دانند به منظور بازتوانی.

the law makes repeat offenders unincarcerable only under specific conditions.

قانون مجرمان تکراری را ناتوان در حبس می‌کند فقط در شرایط خاص.

he was deemed unincarcerable because of his age and health condition.

او ناتوان در حبس دانسته شد به دلیل سن و وضعیت سلامتی او.

the unincarcerable individuals require community supervision instead.

افراد ناتوان در حبس نیاز به نظارت جامعه دارند به جای آن.

these unincarcerable cases present unique challenges for the justice system.

این موارد ناتوان در حبس چالش‌های منحصر به فردی برای سیستم عدالت ایجاد می‌کنند.

the policy targets unincarcerable offenders for alternative sentencing.

این سیاست به مجرمان ناتوان در حبس هدف قرار می‌گیرد برای محکومیت‌های جایگزین.

certain mental health conditions make defendants unincarcerable.

برخی از شرایط سلامت روانی متهمان را ناتوان در حبس می‌کند.

the court found the defendant unincarcerable and ordered house arrest instead.

دیوان متهم را ناتوان در حبس یافت و به جای آن حبس خانگی را فرمان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید