imprisonable

[ایالات متحده]/[ɪmˈprɪzənəbl]/
[بریتانیا]/[ɪmˈprɪzənəbl]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل زندانی شدن؛ معرض زندانی شدن؛ که می‌تواند زندانی شود.

عبارات و ترکیب‌ها

imprisonable offense

گناه محکوم به حبس

being imprisonable

بودن محکوم به حبس

potentially imprisonable

احتمالاً محکوم به حبس

imprisonable conduct

رفتار محکوم به حبس

highly imprisonable

بسیار محکوم به حبس

found imprisonable

محکوم به حبس یافته

imprisonable state

وضعیت محکوم به حبس

deemed imprisonable

محکوم به حبس شمرده شده

actions imprisonable

اقدامات محکوم به حبس

offense imprisonable

گناه محکوم به حبس

جملات نمونه

the act was deemed imprisonable, carrying a potential sentence of five years.

این عمل به عنوان جرمی شناخته شد که ممکن است با حکم ۵ سال زندانی مواجه شود.

he faced imprisonable offenses related to financial fraud and insider trading.

او با جرائم قابل محکومیت مرتبط با فساد مالی و معاملات داخلی مواجه شد.

the new law created several imprisonable crimes to deter organized crime.

قانون جدید چند جرم قابل محکومیت را ایجاد کرد تا جرایم سازمان‌یافته را کاهش دهد.

witness testimony suggested the suspect committed an imprisonable act of vandalism.

گواهی اظهار داد که مشکوک به ارتکاب یک عمل خرابکاری قابل محکومیت است.

the judge warned him that his actions were potentially imprisonable.

دیوان به او هشدار داد که اقدامات او ممکن است قابل محکومیت باشد.

she was charged with an imprisonable crime involving the theft of company secrets.

او به جرم قابل محکومیتی متهم شد که شامل سرقت اسرار شرکت بود.

the severity of the crime made it an imprisonable offense with serious consequences.

جسارت جرم آن را به یک جرم قابل محکومیت با عواقب جدی تبدیل کرد.

the legislation aimed to define and punish imprisonable conduct more effectively.

این قانون به منظور تعریف و مجازات کردن رفتارهای قابل محکومیت به طور موثرتر بود.

he understood the gravity of the situation and the possibility of an imprisonable future.

او اهمیت موقعیت و احتمال آینده‌ای قابل محکومیت را درک کرد.

the evidence presented clearly pointed towards an imprisonable violation of the law.

دلایل ارائه شده به روشنی به سمت نقض قانون قابل محکومیت اشاره می‌کرد.

the prosecutor argued that the defendant's actions warranted an imprisonable sentence.

پروکورور می‌گوید اقدامات متهم به حکم زندانی قابل محکومیت مربوط می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید