unkindnesses

[ایالات متحده]/ʌnˈkaɪndnəsɪz/
[بریتانیا]/ʌnˈkaɪndnəsɪz/

ترجمه

n. کمبود مهربانی یا همدلی

عبارات و ترکیب‌ها

showing unkindnesses

نشان دادن بی‌مهری‌ها

overcoming unkindnesses

غلبه بر بی‌مهری‌ها

noticing unkindnesses

توجه به بی‌مهری‌ها

forgiving unkindnesses

بخشیدن بی‌مهری‌ها

addressing unkindnesses

رسیدگی به بی‌مهری‌ها

recognizing unkindnesses

تشخیص بی‌مهری‌ها

avoiding unkindnesses

اجتناب از بی‌مهری‌ها

understanding unkindnesses

درک بی‌مهری‌ها

confronting unkindnesses

مقابله با بی‌مهری‌ها

discussing unkindnesses

بحث در مورد بی‌مهری‌ها

جملات نمونه

his unkindnesses towards others often go unnoticed.

بی‌مهری‌های او نسبت به دیگران اغلب نادیده گرفته می‌شود.

we should learn to forgive the unkindnesses of the past.

ما باید یاد بگیریم که بی‌مهری‌های گذشته را ببخشیم.

her unkindnesses were a reflection of her own struggles.

بی‌مهری‌های او بازتابی از مشکلات خودش بود.

he regretted his unkindnesses and tried to make amends.

او از بی‌مهری‌های خود پشیمان بود و سعی کرد جبران کند.

unkindnesses can leave lasting scars on people's hearts.

بی‌مهری‌ها می‌توانند زخم‌های عمیقی بر دل مردم بگذارند.

she spoke about the unkindnesses she faced during her childhood.

او در مورد بی‌مهری‌هایی که در دوران کودکی با آن‌ها روبرو شده بود صحبت کرد.

it's important to address unkindnesses in our community.

مهم است که به بی‌مهری‌ها در جامعه خود رسیدگی کنیم.

his unkindnesses were often masked by a charming smile.

بی‌مهری‌های او اغلب پشت چهره‌ای جذاب پنهان می‌شد.

they decided to confront the unkindnesses in their friendship.

آن‌ها تصمیم گرفتند بی‌مهری‌ها را در دوستی خود آشکار کنند.

unkindnesses can spread quickly if not addressed properly.

اگر به درستی رسیدگی نشود، بی‌مهری‌ها می‌توانند به سرعت گسترش یابند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید