unknowings

[ایالات متحده]/ʌnˈnəʊɪŋz/
[بریتانیا]/ʌnˈnoʊɪŋz/

ترجمه

adj. ناآگاه; بی‌خبر

عبارات و ترکیب‌ها

unknowings of truth

ناشناختگی حقیقت

unknowings of fate

ناشناختگی سرنوشت

unknowings of life

ناشناختگی زندگی

unknowings of self

ناشناختگی خود

unknowings of love

ناشناختگی عشق

unknowings of time

ناشناختگی زمان

unknowings of history

ناشناختگی تاریخ

unknowings of danger

ناشناختگی خطر

unknowings of others

ناشناختگی دیگران

unknowings of reality

ناشناختگی واقعیت

جملات نمونه

his unknowings about the project caused delays.

بی اطلاعی او از پروژه باعث تاخیر شد.

she acted with unknowings that could harm her career.

او با بی‌ اطلاعی عمل کرد که می‌توانست به شغلی‌اش آسیب برساند.

unknowings in the market can lead to poor investment decisions.

بی اطلاعی در بازار می‌تواند منجر به تصمیمات سرمایه‌گذاری ضعیف شود.

his unknowings about the rules resulted in a penalty.

بی اطلاعی او از قوانین منجر به جریمه شد.

they proceeded with unknowings that could jeopardize the outcome.

آنها با بی‌ اطلاعی ادامه دادند که می‌توانست نتیجه را به خطر بیندازد.

her unknowings regarding the procedure were evident.

بی اطلاعی او در مورد روش آشکار بود.

unknowings in communication can create misunderstandings.

بی اطلاعی در ارتباطات می‌تواند باعث سوء تفاهم شود.

his unknowings about the culture led to awkward situations.

بی اطلاعی او از فرهنگ منجر به موقعیت‌های ناخوشایند شد.

they were unaware of their unknowings until it was too late.

تا زمانی که خیلی دیر شده بود، از بی‌ اطلاعی خود ناآگاه بودند.

unknowings can sometimes be a blessing in disguise.

بی اطلاعی گاهی اوقات می‌تواند یک موهبت پنهان باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید