unknownness

[ایالات متحده]/ʌnˈnəʊnnəs/
[بریتانیا]/ʌnˈnoʊnnəs/

ترجمه

n. حالت یا کیفیتی از ناشناخته بودن؛ فقدان آگاهی؛ (شبکه) یک کمیت نامعلوم؛ چیزی که مشخص یا شناسایی نشده است.

عبارات و ترکیب‌ها

deep unknownness

ناشناختگی عمیق

sheer unknownness

ناشناختگی محض

unknownness remains

ناشناختگی باقی می‌ماند

unknownness persists

ناشناختگی ادامه می‌یابد

unknownness grows

ناشناختگی رشد می‌کند

unknownness surrounds us

ناشناختگی ما را احاطه کرده است

unknownness ahead

ناشناختگی در پیش است

unknownness within

ناشناختگی درون

unknownness everywhere

ناشناختگی همه جا

unknownness abounds

ناشناختگی فراوان است

جملات نمونه

the unknownness of deep space keeps astronomers humble and curious.

ناشناختگی فضا‌های عمیق فضانوردان را متواضع و کنجکاو نگه می‌دارد.

she tried to embrace the unknownness of a new city instead of fearing it.

او به جای ترسیدن، تلاش کرد ناشناختگی یک شهر جدید را در آغوش بگیرد.

the unknownness surrounding the merger fueled rumors across the office.

ناشناختگی پیرامون ادغام، شایعات را در سراسر دفتر تقویت کرد.

in crisis planning, we map risks but also respect the unknownness ahead.

در برنامه‌ریزی بحران، ما خطرات را ترسیم می‌کنیم اما همچنین ناشناختگی پیش رو را محترم می‌دانیم.

his memoir captures the unknownness of adolescence with sharp detail.

خاطرات او ناشناختگی دوران نوجوانی را با جزئیات دقیق به تصویر می‌کشد.

the team reduced unknownness by sharing data early and often.

تیم با به اشتراک گذاشتن داده‌ها به طور زودهنگام و مکرر، ناشناختگی را کاهش داد.

market volatility thrives on the unknownness of future interest rates.

نوسانات بازار از ناشناختگی نرخ‌های بهره آینده تغذیه می‌کند.

we felt the unknownness of the road trip as the signal faded.

ما با محو شدن سیگنال، ناشناختگی سفر جاده‌ای را احساس کردیم.

her artwork turns personal loss into a quiet unknownness that lingers.

هنر او، فقدان شخصی را به یک ناشناختگی آرام تبدیل می‌کند که باقی می‌ماند.

the report highlights the unknownness in the dataset and urges caution.

گزارش ناشناختگی در مجموعه داده‌ها را برجسته می‌کند و احتیاط را توصیه می‌کند.

during the interview, he acknowledged the unknownness and offered a timeline.

در طول مصاحبه، او به ناشناختگی اذعان کرد و یک جدول زمانی ارائه داد.

good leaders don’t deny unknownness; they make space for questions.

رهبران خوب ناشناختگی را انکار نمی‌کنند؛ آن‌ها فضایی برای سؤالات ایجاد می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید