unmanliness

[ایالات متحده]/ʌnˈmænlinəs/
[بریتانیا]/ʌnˈmænlnəs/

ترجمه

n. فقدان ویژگی‌های مردانه؛ بزدلی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

unmanliness behavior

رفتار بی‌مردانگی

unmanliness traits

ویژگی‌های بی‌مردانگی

unmanliness in society

بی‌مردانگی در جامعه

unmanliness stigma

ننگ بی‌مردانگی

unmanliness perception

درک بی‌مردانگی

unmanliness issues

مشکلات بی‌مردانگی

unmanliness standards

استانداردهای بی‌مردانگی

unmanliness debate

بحث درباره بی‌مردانگی

unmanliness culture

فرهنگ بی‌مردانگی

unmanliness criticism

انتقاد از بی‌مردانگی

جملات نمونه

his unmanliness was evident in his reluctance to confront challenges.

بی‌اعتنایی او به مواجهه با چالش‌ها در بی‌مردی او آشکار بود.

they criticized his unmanliness for avoiding physical activities.

آنها بی‌مردی او را به دلیل اجتناب از فعالیت‌های بدنی مورد انتقاد قرار دادند.

many view his unmanliness as a sign of weakness.

بسیاری بی‌مردی او را نشانه‌ای از ضعف می‌دانند.

unmanliness can sometimes be mistaken for sensitivity.

بی‌مردی گاهی اوقات می‌تواند به اشتباه با حساسیت اشتباه گرفته شود.

he struggled with feelings of unmanliness during the competition.

او در طول مسابقه با احساسات بی‌مردی دست و پنجه نرم کرد.

they associated his unmanliness with a lack of ambition.

آنها بی‌مردی او را با فقدان جاه‌طلبی مرتبط می‌دانند.

her comments on his unmanliness hurt his pride.

اظهارات او در مورد بی‌مردی او باعث رنجش غرور او شد.

he worked hard to overcome the stigma of unmanliness.

او سخت تلاش کرد تا بر انگشتری بی‌مردی غلبه کند.

unmanliness is often unfairly judged in society.

بی‌مردی اغلب به طور ناعادلانه‌ای در جامعه قضاوت می‌شود.

his friends reassured him that unmanliness is not a flaw.

دوستانش به او اطمینان دادند که بی‌مردی عیبی نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید