unneeded items
اقلام غیرضروری
unneeded expenses
هزینههای غیرضروری
unneeded features
ویژگیهای غیرضروری
unneeded advice
توصیههای غیرضروری
unneeded clutter
شلوغی غیرضروری
unneeded stress
استرس غیرضروری
unneeded noise
نویز غیرضروری
unneeded work
کار غیرضروری
unneeded tasks
وظایف غیرضروری
unneeded changes
تغییرات غیرضروری
the report included many unneeded details.
گزارش شامل جزئیات غیرضروری زیادی بود.
she removed the unneeded files from her computer.
او فایلهای غیرضروری را از کامپیوتر خود حذف کرد.
his advice was often unneeded and confusing.
نصیحت او اغلب غیرضروری و گیجکننده بود.
they decided to cut out unneeded expenses.
آنها تصمیم گرفتند هزینههای غیرضروری را حذف کنند.
unneeded stress can affect your health.
استرس غیرضروری میتواند بر سلامتی شما تأثیر بگذارد.
she felt the unneeded pressure to succeed.
او فشار غیرضروری برای موفقیت را احساس کرد.
he found unneeded items in the garage.
او اقلام غیرضروری را در گاراژ پیدا کرد.
the team eliminated unneeded steps in the process.
تیم مراحل غیرضروری را در فرآیند حذف کرد.
unneeded comments can clutter the discussion.
نظرات غیرضروری میتواند بحث را شلوغ کند.
they avoided unneeded complications in their project.
آنها از ایجاد مشکلات غیرضروری در پروژه خود اجتناب کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید