unneeded

[ایالات متحده]/ʌnˈniːdɪd/
[بریتانیا]/ʌnˈnidɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر ضروری یا لازم

عبارات و ترکیب‌ها

unneeded items

اقلام غیرضروری

unneeded expenses

هزینه‌های غیرضروری

unneeded features

ویژگی‌های غیرضروری

unneeded advice

توصیه‌های غیرضروری

unneeded clutter

شلوغی غیرضروری

unneeded stress

استرس غیرضروری

unneeded noise

نویز غیرضروری

unneeded work

کار غیرضروری

unneeded tasks

وظایف غیرضروری

unneeded changes

تغییرات غیرضروری

جملات نمونه

the report included many unneeded details.

گزارش شامل جزئیات غیرضروری زیادی بود.

she removed the unneeded files from her computer.

او فایل‌های غیرضروری را از کامپیوتر خود حذف کرد.

his advice was often unneeded and confusing.

نصیحت او اغلب غیرضروری و گیج‌کننده بود.

they decided to cut out unneeded expenses.

آنها تصمیم گرفتند هزینه‌های غیرضروری را حذف کنند.

unneeded stress can affect your health.

استرس غیرضروری می‌تواند بر سلامتی شما تأثیر بگذارد.

she felt the unneeded pressure to succeed.

او فشار غیرضروری برای موفقیت را احساس کرد.

he found unneeded items in the garage.

او اقلام غیرضروری را در گاراژ پیدا کرد.

the team eliminated unneeded steps in the process.

تیم مراحل غیرضروری را در فرآیند حذف کرد.

unneeded comments can clutter the discussion.

نظرات غیرضروری می‌تواند بحث را شلوغ کند.

they avoided unneeded complications in their project.

آنها از ایجاد مشکلات غیرضروری در پروژه خود اجتناب کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید