unpatterned fabric
پارچه بدون طرح
unpatterned design
طرح بدون الگو
unpatterned surface
سطح بدون طرح
unpatterned texture
بافت بدون طرح
unpatterned wallpaper
کاغذ دیواری بدون طرح
unpatterned clothing
لباس بدون طرح
unpatterned artwork
هنر بدون طرح
unpatterned ceramics
سرامیک بدون طرح
unpatterned tiles
کاشی بدون طرح
unpatterned rug
قالی بدون طرح
her dress was unpatterned, making it a versatile choice for any occasion.
لباس او بدون طرح بود که آن را به یک انتخاب همهمنظوره برای هر مناسبتی تبدیل کرد.
the unpatterned wallpaper gave the room a clean and modern look.
کاغذ دیواری بدون طرح به اتاق ظاهری تمیز و مدرن بخشید.
he prefers unpatterned ties for a more professional appearance.
او ترجیح میدهد از یهپیهای بدون طرح برای داشتن ظاهری حرفهایتر استفاده کند.
the artist created an unpatterned canvas, allowing for spontaneous creativity.
هنرمند یک بوم بدون طرح ایجاد کرد که امکان خلاقیت خودجوش را فراهم میکرد.
unpatterned fabrics are often used in minimalist designs.
پارچههای بدون طرح اغلب در طرحهای مینیمال استفاده میشوند.
the unpatterned surface of the table made it easy to clean.
سطح بدون طرح میز باعث میشد تمیز کردن آن آسان باشد.
she chose unpatterned shoes to match her elegant outfit.
او کفشهای بدون طرح را برای هماهنگی با لباس شیکش انتخاب کرد.
the unpatterned design of the logo was intentional for brand recognition.
طراحی بدون طرح لوگو به دلیل شناخت برند عمداً انجام شده بود.
unpatterned tiles can create a seamless look in modern bathrooms.
کفپوشهای بدون طرح میتوانند ظاهری یکپارچه در حمامهای مدرن ایجاد کنند.
the unpatterned book cover made it stand out on the shelf.
جلد کتاب بدون طرح باعث میشد روی قفسه خودنمایی کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید