unpayable debt
بدهی پرداختنشده
unpayable bills
قبضهای پرداختنشده
unpayable fines
جریمههای پرداختنشده
unpayable loans
وامهای پرداختنشده
unpayable taxes
مالیاتهای پرداختنشده
unpayable fees
هزینههای پرداختنشده
unpayable interest
بهره پرداختنشده
unpayable costs
هزینههای پرداختنشده
unpayable obligations
الزامات پرداختنشده
unpayable amounts
مبالغ پرداختنشده
the debt became unpayable after the financial crisis.
بدهی پس از بحران مالی غیرقابل پرداخت شد.
many students struggle with unpayable student loans.
بسیاری از دانشجویان با وام های دانشجویی غیرقابل پرداخت دست و پنجه نرم می کنند.
the unpayable fines led to a public outcry.
جریمه های غیرقابل پرداخت منجر به اعتراضات مردمی شد.
he faced an unpayable tax bill after the audit.
پس از بازرسی، او با یک صورتحساب مالیاتی غیرقابل پرداخت روبرو شد.
her medical expenses became unpayable without insurance.
بدون بیمه، هزینه های پزشکی او غیرقابل پرداخت شد.
the company declared bankruptcy due to unpayable debts.
به دلیل بدهی های غیرقابل پرداخت، شرکت ورشکستگی اعلام کرد.
unpayable loans can ruin a person's credit score.
وام های غیرقابل پرداخت می توانند امتیاز اعتباری یک شخص را از بین ببرند.
they were overwhelmed by unpayable bills each month.
آنها هر ماه با قبوض غیرقابل پرداخت دست و پنجه نرم می کردند.
the unpayable costs of living led to widespread protests.
هزینه های زندگی غیرقابل پرداخت منجر به اعتراضات گسترده شد.
finding a solution to unpayable debts is crucial.
یافتن راه حلی برای بدهی های غیرقابل پرداخت بسیار مهم است.
unpayable debt
بدهی پرداختنشده
unpayable bills
قبضهای پرداختنشده
unpayable fines
جریمههای پرداختنشده
unpayable loans
وامهای پرداختنشده
unpayable taxes
مالیاتهای پرداختنشده
unpayable fees
هزینههای پرداختنشده
unpayable interest
بهره پرداختنشده
unpayable costs
هزینههای پرداختنشده
unpayable obligations
الزامات پرداختنشده
unpayable amounts
مبالغ پرداختنشده
the debt became unpayable after the financial crisis.
بدهی پس از بحران مالی غیرقابل پرداخت شد.
many students struggle with unpayable student loans.
بسیاری از دانشجویان با وام های دانشجویی غیرقابل پرداخت دست و پنجه نرم می کنند.
the unpayable fines led to a public outcry.
جریمه های غیرقابل پرداخت منجر به اعتراضات مردمی شد.
he faced an unpayable tax bill after the audit.
پس از بازرسی، او با یک صورتحساب مالیاتی غیرقابل پرداخت روبرو شد.
her medical expenses became unpayable without insurance.
بدون بیمه، هزینه های پزشکی او غیرقابل پرداخت شد.
the company declared bankruptcy due to unpayable debts.
به دلیل بدهی های غیرقابل پرداخت، شرکت ورشکستگی اعلام کرد.
unpayable loans can ruin a person's credit score.
وام های غیرقابل پرداخت می توانند امتیاز اعتباری یک شخص را از بین ببرند.
they were overwhelmed by unpayable bills each month.
آنها هر ماه با قبوض غیرقابل پرداخت دست و پنجه نرم می کردند.
the unpayable costs of living led to widespread protests.
هزینه های زندگی غیرقابل پرداخت منجر به اعتراضات گسترده شد.
finding a solution to unpayable debts is crucial.
یافتن راه حلی برای بدهی های غیرقابل پرداخت بسیار مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید